ایستگاه برداشت

مترادف‌ها

مرکز جمع‌آوری

فرهنگستان زبان و ادب

{survey station} [مهندسی نقشه برداری] نقطه ای که در آن یا از آن مشاهدات لازم برای برداشت انجام می شود

ویکی واژه

نقطه‌ای که در آن یا از آن مشاهدات لازم برای برداشت انجام می‌شود.

جمله سازی با ایستگاه برداشت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در مرداد ماه سال ۱۳۹۴ تصمیم گرفته شد که نام اکباتان از ایستگاه برداشته شده و نام کلی آن به ارم سبز تغییر پیدا کند، علت این امر جلوگیری از اشتباه گرفتن این ایستگاه با ایستگاه شهرک اکباتان توسط مردم بوده‌است.

💡 تمامی محصولاتی که از مزارع اطراف جمع‌آوری شده بودند، باید تا پایان روز به ایستگاه برداشت منتقل می‌شدند تا فرآیند بسته‌بندی و ارسال به بازار آغاز گردد.

💡 مدیریت ایستگاه برداشت با نظارت دقیق بر کیفیت محصولات ورودی، سعی داشت تا از ورود میوه‌های آسیب‌دیده به خط تولید و توزیع جلوگیری لازم را به عمل آورد.

💡 در این منطقه کشاورزی، ایستگاه برداشت نقش بسیار مهمی در سازماندهی کارگران و توزیع عادلانه محصولات بین تولیدکنندگان مختلف و شرکت‌های بزرگ صادراتی ایفا می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران