اکمال

لغت نامه دهخدا

اکمال. [ اَ ] ( اِ ) قی. ( شرفنامه منیری ). به معنی قی و استفراغ باشد. ( آنندراج ) ( از فرهنگ جهانگیری ) ( از هفت قلزم ) ( از برهان ). و رجوع به اکماک شود.
اکمال. [ اِ ] ( ع مص ) تمام گردانیدن. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). کامل کردن و تمام کردن. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ). تمام کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). تکمیل. تمام کردن. بپایان رسانیدن. به نهایت بردن: پس از اکمال سجدتین. ( یادداشت مؤلف ). || نیکو ساختن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || ( اِمص ) تکمیل و اتمام و انجام. ( ناظم الاطباء ).پرداختن. ( یادداشت مؤلف ). || ( اصطلاح ادبی ) اکمال آنکه هر حرفی را نصیب او آنچه باشد از انتصاب و انکیاب و تسطیح و تقویس و استلقا یا بر وجهی که از آن مرکب شده باشد بدهد. ( از نفایس الفنون ص 12 ).

فرهنگ معین

( اِ ) [ ع. ] (مص م. ) کامل کردن، تمام نمودن.

فرهنگ عمید

کامل کردن، تمام کردن.

فرهنگ فارسی

کامل کردن، تمام کردن
( مصدر ) کامل کردن تمام نمودن رسانیدن: اکمال نفوس. جمع: اکمالات.
قی به معنی قی و استفراغ باشد

ویکی واژه

کامل کردن، تمام نمودن.

جمله سازی با اکمال

💡 عبدالرحمن‌خان که دست نشانده انگلیس بود از سوی آنها تماماً اکمالات می‌شد تا وحدت افغانستان را حفظ کند و به عنوان کشور قدرتمند سر راه روسیه تزاری باشد؛ بنا براین وی تمام قبایل افغانستان را سرکوب و مطیع خود ساخت.

💡 سروها کردند همچون سایه خود را خاکمال تا به گلشن جلوه گر شد سرو خوش اندام تو

💡 حافظ ابونعیم اصفهانی، روایت نزول آیه اکمال در روز غدیر را در کتابش (ما نزل من القرآن فی علی علیه‌السلام) به نقل از ابی سعید خدری آورده‌است.

💡 همچنان ریاست عمومی امنیت ملی جمهوری اسلامی افغانستان زیر نظر احمد ضیاء سراج توانست تا تعداد از فرماندهان عمده، والیان نام‌نهاد و شبکه های اکمالاتی و پولی طالبان را دستگیر و یا از میان بردارد.

💡 سزای خاکمال خط مشکین است رخساری کز او مطلب روا هرگز نگاهی بر نمی گردد

💡 باکمال الفت از صحرای وحشت می‌رسم چون سواد چشم آهو سایه‌ام رم دیده است

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
اورگیم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز