این واژه جمع واژه عربی «وسط» است و در زبان فارسی و عربی به معنای میانها، میانهها و بخشهای میانی چیزی به کار میرود. این واژه معمولاً برای اشاره به جایگاه یا موقعیتی استفاده میشود که نه در آغاز قرار دارد و نه در پایان، بلکه در حد فاصل میان دو سوی یک موضوع یا پدیده واقع شده است. «اوساط» میتواند درباره مکان، زمان، افراد یا طبقات اجتماعی به کار رود و در هر مورد، مفهوم میانه و حد اعتدال را در خود دارد. برای نمونه، هنگامی که گفته میشود «اوساط مردم» یا «اوساط ناس»، منظور گروهی از مردم است که نه در شمار بزرگان و ثروتمندان جامعه قرار میگیرند و نه از طبقات بسیار ضعیف و فرودست هستند، بلکه به طبقه متوسط و مردمان عادی جامعه اشاره دارد. این واژه همچنین در متون ادبی و تاریخی برای بیان بخش میانی یک سرزمین، میانه یک دوره زمانی یا قسمت مرکزی یک موضوع نیز استفاده شده است. از نظر معنایی، «اوساط» با مفاهیمی مانند اعتدال، میانهروی و دوری از افراط و تفریط نیز ارتباط دارد؛ زیرا جایگاه میانی معمولاً نماد تعادل و توازن به شمار میآید. به همین دلیل، این واژه در بسیاری از نوشتههای فارسی و عربی دارای بار معنایی مثبت است و بر حالت تعادل و دوری از دو سوی افراط و تفریط دلالت میکند. بنابراین، این کلمه به طور کلی به معنای میانها، بخشهای میانی یا طبقه متوسط است و مفهوم اصلی آن بر قرار گرفتن در جایگاه میانه و متعادل استوار است.
اوساط
لغت نامه دهخدا
اوساط. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ وَسَط. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ).
- اوساط ناس؛ مردمان عادی، نه بزرگ نه خرد. طبقه متوسط: چنانکه ملوک را از آن فواید تواند بود اوساط مردمان را هم منافع حاصل تواند شد. ( کلیله و دمنه ).
فرهنگ معین
(اُ یا اَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ وسط، میان ها، میانه ها.
فرهنگ عمید
= وسط
فرهنگ فارسی
( اسم ) جمع وسط میانها میانه ها.
جمع وسط
ویکی واژه
جِ وسط؛ میانها، میانهها.
جمله سازی با اوساط
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و عدالت هیأتی نفسانی بود که ازو صادر شود تمسک به ناموس الهی، چه مقدر مقادیر و معین اوضاع و اوساط ناموس الهی باشد، پس صاحب عدالت را به هیچ نوع مضادت و مخالفت صاحب ناموس حق در طبیعت نیاید بل همگی همت او به موافقت و معاونت و متابعت او مصروف بود، چه مساوات ازو یابد، و طبع او طالب مساوات بود، و اقل مساوات میان دو شخص بود و در چیزی مشترک میان هر دو یا در دو چیز.