( آهوی ) آهوی. ( اِ ) ( در حال اضافه ) آهو. غزال:
یارب آن آهوی مشکین بختن بازرسان
وآن سهی سرو خرامان بچمن بازرسان.حافظ.
آهوی. ( اِ ) ( در حال اضافه ) عیب:
ولیکن نبیند کس آهوی خویش
ترا روشن آید همی خوی خویش.فردوسی.چنین گفت آنکس که آهوی خویش
ببیند بگرداند آیین و کیش.فردوسی.چه فرمائیَم چیست نیروی من
تو دانی هنرها و آهوی من.فردوسی.هر آنکس که آهوی تو با تو گفت
همه راستیها گشاد از نهفت.فردوسی.
اهوی. [ اَ هَْ وا ] ( ع ن تف ) دوست تر. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
( آهوی ) در حال اضافه عیب
دوست تر
اهوی ( به فرانسوی: Ahuy ) یک کمون در فرانسه است که در Canton of Fontaine - lès - Dijon واقع شده است.
اهوی ۶٫۴ کیلومترمربع مساحت و ۱٬۲۷۷ نفر جمعیت دارد و ۲۷۳ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
💡 .همسرایان: میخواهیم حقیقت هیاهویی را که تا به امروز بر سر زبانهاست بدانم
💡 او نقش آقای بنکس را در هیاهوی بسیار برای هیچ بازی کرده است. او همچنین در فیلم وامگیرندگان در نقش وینسلوی پسر ظاهر شد.
💡 لا تلومونی فانی هائم اهوی المثانی غننی قولا علیها واترک السبع المثانی
💡 شب که در بتکده نالیدی از اخلاص حزین حق پرستان همه را گوش به یاهوی تو بود
💡 ز کوی میفروشان هایهو برخاست دانستم که بر گوش دل مستان هیاهوی تو میآمد
💡 گروههای قومی کوچکتر شامل نورستانی، قرقیز، پامیری، پشهای، گوجر، براهویی، مغل، ارمور، سادات، سیک و غیره.