لغت نامه دهخدا
انگوری. [ اَ ] ( ص نسبی ) منسوب به شهر انگوریه ( آنکارا ) که امروز پایتخت ترکیه است و آنقره یا آنکارا نامیده می شود.
انگوری. [ اَ ] ( ص نسبی ) منسوب به شهر انگوریه ( آنکارا ) که امروز پایتخت ترکیه است و آنقره یا آنکارا نامیده می شود.
۱. تهیه شده از انگور: شراب انگوری.
۲. (اسم، صفت نسبی ) انگورفروش.
۳. (اسم، صفت نسبی ) صاحب باغ انگور.
( صفت ) منسوب بشهر انگوریه ( آنکارا ) که امروز پایتخت ترکیه است و آنقره یا آنکارا نامیده میشود: شال انگوری ( شالی بوده که در این شهر بافته میشده ).
انگوری (آشار). انگوری، روستایی در دهستان ایرافشان بخش آشار شهرستان مهرستان در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۱۴۷ نفر ( ۴۰ خانوار ) بوده است.
انگوری (غزنی). انگوری ( به لاتین: Anguri ) یک منطقهٔ مسکونی در افغانستان است که در جاغوری واقع شده است. انگوری از یزرگیترین و پرجمعیت ترین مناطق جاغوری که در جنوب این ولسوالی هم مرز با ولایت ولایت زابل موقعیت دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو کرباسی و قصار تو انگوری و عصار بپالا و بیفشار ولی دست میالا
💡 چه انگوری که در بزم سقیهم ربهم سازد به زهر آلوده عیش کام سرمستان حیران را
💡 شرابی چون زر سوری ولی نوری نه انگوری برد از دیدهها کوری بپراند سوی کیوان
💡 عمر شیرین موج بر آبست شاید چون حباب قرعه بر نام شراب تلخ انگوری زنی
💡 از آن سو در کف حوری شراب صاف انگوری از این سو کرده رو بانو به خنده سوی روبانو