لغت نامه دهخدا
امنی. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ منا. ( ناظم الاطباء ). رجوع به منا شود.
امنی. [ اَ ] ( اِخ ) ملاغنی. از شاعران است. در 1004 هَ.ق. زنده بوده. رجوع به فرهنگ سخنوران شود.
امنی. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ منا. ( ناظم الاطباء ). رجوع به منا شود.
امنی. [ اَ ] ( اِخ ) ملاغنی. از شاعران است. در 1004 هَ.ق. زنده بوده. رجوع به فرهنگ سخنوران شود.
ملا غنی از شاعران است
امنی ( به فرانسوی: Amné ) یک کمون در فرانسه است که در Canton of Loué واقع شده است.
امنی ۱۵٫۹۵ کیلومترمربع مساحت و ۴۳۵ نفر جمعیت دارد.
💡 گل ز فیضش، گوهر شبنم به دامن میبرد دامنی پر کن تو نیز از ریزش احسان صبح
💡 از سال ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۰ بلک واتر در قراردادهای امنیتی دولت ۲ میلیارد دلار دریافت کرد.
💡 تا کی از تردامنی در پرده باشی چون حباب؟ میتوان کردن به آهی پاک، راهِ خویش را
💡 درر است لفظ سعدی ز فراز بحر معنی چه کند به دامنی در که به دوست بر نریزد
💡 سپری اگر ره عافیت ز تلاشکام هوس برآ قدمی وگوشهٔ دامنی ز خرام آبله را چه حظ
💡 در تقاطع خیابان خوش آزادی یکی از معترضان دو نارنجک را به سمت نیروهای امنیتی پرتاب کرد.