امم. [ اُ م َ ] ( ع اِ )ج ِ امّة. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). گروهها.جماعتها: مرابیع کرم و ینابیع حکم و مصابیح ظلم و مجاریح امم بودند. ( ترجمه تاریخ یمینی ).
منکسرتر خود نباشم از عدم
کز دهانش آمدستند این امم.مولوی ( مثنوی ).جز آستانه فضلت که مقصد امم است
کجاست در همه عالم وثوق اهل بها؟سعدی.سر ملوک جهان پادشاه روی زمین
خلیفه پدر و عم باتفاق امم.سعدی. || پیروان پیغامبران:
سلطان یمین دولت و پیرایه ملوک
محمود امین ملت و آرایش امم.فرخی.شاه جهان بوسعید ابن یمین دول
حافظ خلق خدا ناصر دین امم.منوچهری.کریم السّجایا جمیل الشّیَم
نبی البرایا شفیعالامم.( بوستان ).|| حسان الوجوه طوال الامم؛ نیکوروی و بلندقد. ( ناظم الاطباء ). و رجوع به امة و امت شود.
امم. [ اَ م َ ] ( ع مص ) قرب. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). نزدیک شدن. || ( اِ ) نزدیکی. ( از المرجع ). گویند اخذت ذلک من امم؛ ای من قرب. ( از اقرب الموارد ). || چیزی اندک. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ): گویند ماسألت الا امماً؛ ای شیئاً یسیراً. ( از اقرب الموارد ). || امر بَیّن و آشکار. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || قصد وسط. ( از اقرب الموارد ). قصد نه دور و نه نزدیک. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). چیزی که نه نزدیک باشد و نه دور. ( آنندراج ). || ( ص ) قریب. ( ناظم الاطباء ): و جیرة ما هم لو انّهم امم. زهیر. ( از المرجع ). || مقابل. ( ناظم الاطباء ). ازاء، گویند داری امم دارک. ( از المرجع ).
(اُ مَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ امت. ۱ - پیروان. ۲ - گروه ها.
= امت
جمع امت
( اسم ) جمع امت. ۱ - پیروان انبیا. ۲ - گروهها.
گروهها. جماعتها
[ویکی الکتاب] معنی أُمَمٌ: امتها
معنی لَمَّا: وقتیکه - هنوز نه - سوگند می خورم به آنچه- إلّا(در عباراتی نظیر "فَلَمَّا ذَهَبُواْ بِهِ "معنی "وقتیکه" می دهد. در عباراتی نظیر "وَلَمَّا یَدْخُلِ ﭐلْإِیمَانُ فِی قُلُوبِکُمْ "معنی "هنوز نه" می دهد در عبارت "وَإِنَّ کُـلاًَّ لَّمَّا لَیُوَفِّیَنَّهُمْ...
معنی یُوَفِّیَنَّهُمْ: قطعاً به طور کامل به آنان می دهد - قطعاً به طور کامل به آنان پرداخت می کند (اصلش ازکلمه وفاء به معنای تمام است. در عبارت "وَإِنَّ کُـلاًَّ لَّمَّا لَیُوَفِّیَنَّهُمْ رَبُّکَ أَعْمَالَهُمْ " عبارت "إنَّ کلّاً " معادل است با "إن کلهم ": همه آنان (اختلا...
تکرار در قرآن: ۱۲۴(بار)
جِ امت.
پیروان.
گروهها.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «جنوب بینالنهرین کشاورزی دیم ناممکن بود و نیاز به کانالهای آبیاری بوده که این خود باعث کشمکش بر سر آب وروی آوردن کشاورزان به زندگی در شهر برج و بارودار سومر کرد».
💡 تا چند درد زهر بکامم زجام غیر زین پس من و مذاق خوش از صاف قند خویش
💡 درمان کامل این بیماری ناممکن است ولی اقداماتی مانند کاردرمانی (ارگوتراپی)، اسپیلنت سریال و جراحی وضعیت بیمار را بهتر میسازند.
💡 همچو شمع از انگبین کامم ز شیرینی بسوخت تا گرفتم نام آن لب بر زبان خویشتن
💡 با اینچنین فصاحت در دولت جمالت نبود عجب که نامم تا جاودان برآید
💡 مسکویه در نگارش تجارب الامم از التاجی که امروزه، جز بخشی از کتاب، اثری از آن برجای نمانده استفاده کردهاست.