امحاء

مترادف‌ها

محو کردن، پاک کردن

متضادها

اثبات، ایجاد

لغت نامه دهخدا

امحاء. [ اِ ] ( ع مص ) محو کردن. ناپدید کردن. از میان بردن چیزی. ( فرهنگ فارسی معین ).
امحاء. [ اِم ْ م ِ ]( ع مص ) از میان رفتن اثر چیزی. پاک گردیدن. ( از اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(اِ ) [ ع. ] (مص م. ) ناپدید کردن، نابود کردن.

ویکی واژه

ناپدید کردن، نابود کردن.

جمله سازی با امحاء

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اواخر قرن هفدهم و اوائل قرن هیجدهم میلادی دوران شکفتگی این مکتب در انگلستان و فرانسه بود. بهترین نمایندگان اقتصاد سیاسی کلاسیک بورژوازی در این دوران طی مبارزه خود با مبادی قرون وسطایی و فئودالی اقتصاد، استقرار اقتصاد سرمایه‌داری و امحاء مقررات فئودالی را درحیات اقتصادی طلب می‌کردند و از این راه می‌خواستند طبیعی بودن قوانین اقتصادی و به عبارت امروزی عینی بودن این قوانین را اثبات کنند و به همین جهت هم به تجزیه و تحلیل شیوه تولید سرمایه‌داری و قوانین درونی آن پرداختند. آن‌ها اساس تئوری ارزش بر پایه کار را تدوین کرده و بر این اساس مقولاتی نظیر بهره مالکانه و بهره و سود را توضیح می‌دادند.

💡 هدف از این فرآیند، امحاء کامل اسناد محرمانه پس از پایان دوره نگهداری آن‌ها برای جلوگیری از لو رفتن اطلاعات بسیار حیاتی و ضروری است.

💡 عملیات امحاء مدارک دیجیتال باید با دقت بسیار بالا و استفاده از نرم‌افزارهای تخصصی انجام شود تا هیچ اثری از آن‌ها در سیستم باقی نماند.

💡 دولت تصمیم گرفت برای کاهش هزینه‌ها، فرآیند امحاء اسناد کاغذی قدیمی و جایگزینی آن‌ها با سیستم‌های دیجیتال را در تمام ادارات به سرعت اجرا کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران