افتا
مترادفها
سقوط، ریزش، افتادن
متضادها
خیزش، اوج، طلوع
لغت نامه دهخدا
افتا. [ اُ ] ( ص ) مأخوذ از افتادن. ساقط افتادن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(اُ ) [ ع. ] (مص ل. ) فتوا دادن، حکم صادر کردن.
فرهنگ عمید
فتوی دادن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) فتوی دادن حکم صادر کردن.
ماخوذ از افتادن ساقط افتان
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:اتحادیه تجارت آزاد اروپا
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] استنباط و بیان حکم شرعی بعد از در خواست مقلِّد می باشد.
افتا، مصدر باب افعال و به معنای فتوا دادن و بیان رای و نظر است و در اصطلاح، به معنای عملیاتی است که فقیه جامع الشرایطی که دارای منصب افتا است، بعد از استفتای (طلب فتوا) مقلدها از او، انجام می دهد و در ضمن آن، حکم موضوع یا واقعه مورد سؤال را از منابع اصلی ( مصادر تشریع ) استنباط کرده و آن را برای مقلدها، بیان می نماید.
منصب افتا
منصب افتا از منصب های فقیه جامع الشرایط است.
نکته
افتا اخص از اجتهاد بوده و به معنای استنباط حکم در موردی است که از مفتی درباره آن استفتا شده باشد، اما اجتهاد، فراگیرتر و به معنای استنباط حکم است، چه در مورد آن سؤال شده باشد و چه نشده باشد.
ویکی واژه
فتوا دادن، حکم صادر کردن.
جمله سازی با افتا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وی در آخرین اثر مکتوب خود «یادداشتهای جاافتاده» پیگیریها، مکاتبات و اقدامات خود را برای راهاندازی موزه چاپ شرح دادهاست.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست میتوان به نشان ونوس و در پارک اتفاق افتاد اشاره کرد.
💡 عالم چو کوه طور شد هر ذرهاش پرنور شد مانند موسی روح هم افتاد بیهوش از لقا
💡 در سال ۱۸۴۳م شهر به دست فرانسویان افتاد و بعداها آزاد شده و به بقیه الجزایر پیوست.
💡 در سال ۲۰۱۹، بیبیسی تِرَول از السقَرا بازدید کرد و آن را دورافتادهترین روستای بخش نامید.
💡 او در آخرین هفته زندگیاش تریبون آزادی در دانشگاه خود برای بحث دربارهٔ مسائل اخیری که در کشور اتفاق افتادهاست برپا کرد.