اعتبارنامه

لغت نامه دهخدا

اعتبارنامه. [ اِ ت ِ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) نامه ای که در آن جمعی از مردمان مشهور براستی و درستی و تدین و قدر و منزلت کسی گواهی داده باشند. ( ناظم الاطباء ).در اصطلاح، ورقه ای که اعضای انجمن نظار امضاء کنند ووکالت کسی را به اطلاع وزارت کشور و مجلس برسانند. ( فرهنگ فارسی معین ). || در اصطلاح دیپلماسی،ورقه معرفی سفرای کبار و وزرای مختار. استوارنامه.( فرهنگ فارسی معین ). || در اصطلاح بانکی، نوشته ای است که از طرف بانکی بشخصی داده شده و اعتبار آن شخص را معین میکند و آن شخص بهر بانکی که از طرف بانک اول است برود میتواند برابر آن مبلغ دریافت دارد و مبلغ دریافت شده در پشت آن ورقه نوشته میشود.

فرهنگ معین

( ~. مِ ) [ ع - فا. ] (اِمر. ) ورقه ای که اعضای انجمن نظار امضا کنند و وکالت کسی را به اطلاع وزارت کشور و مجلس برسانند.

فرهنگ عمید

۱. (بانکداری ) سندی که بانک برای تایید اعتبار مشتری خود نزد بانک های دیگر به وی می دهد.
۲. (سیاسی ) معرفی نامه و حکم انتصاب سفیر یا وزیرمختار که از طرف دولت صادر می شود تا در کشور دیگر به رئیس آن کشور ارائه دهد، استوارنامه.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ورقه ای که اعضای انجمن نظار امضا کنند و وکالت کسی را باطلاع وزارت کشور و مجلس رسانند. یا اعتبارنام. سیاسی. ورق. معرفی سفرای کبار و وزرای مختار استوار نامه.

فرهنگستان زبان و ادب

{credential} [رایانه و فنّاوری اطلاعات، مهندسی مخابرات] داده هایی که برای اثبات صحت شناسه ای ادعایی یا تأیید شناسه سامانۀ ارسال یا نمایش داده می شود

ویکی واژه

ورقه‌ای که اعضای انجمن نظار امضا کنند و وکالت کسی را به اطلاع وزارت کشور و مجلس برسانند.

جمله سازی با اعتبارنامه

💡 بنان‌السلطان در انتخابات دوره پنجم مجلس شورای ملی در سال ۱۳۰۲ از قمشه انتخاب شد. سید حسن مدرس به اعتبارنامه اش اعتراض کرد و گفت او با فشار و اعمال نفوذ سردارسپه انتخاب شده و سی نفر را از قمشه تبعید کردند تا او بتواند انتخاب شود. اما مجلس در نهایت به اعتبارنامه‌اش رأی موافق داد.

💡 حائری‌زاده فعالیت سیاسی را در یزد در حزب دموکرات آغاز کرد. نخستین بار در سال ۱۳۰۰ در دوره چهارم به نمایندگی یزد در مجلس شورای ملی انتخاب شد (تصویب اعتبارنامه: نهم آبان ۱۳۰۰). هنگام ادای سوگند در مجلس (۲۸ آذر ۱۳۰۰) در جمله پایانی سوگند (هیچ منظوری نداشته باشم جز فواید و مصالح دولت و ملت ایران) به جای ایران، اسلام گفت که با تذکر رئیس مجلس دوباره با ذکر کلمه ایران سوگند یاد کرد.

💡 اعتبارنامه آذری قمی در مجلس دوم هم با اعتراض روبرو شد. منشأ اعتراضات نامه‌ای بود که جمعی از فعالان آن زمان به خمینی نوشته بودند و تصور می‌شد آذری قمی یکی از امضاکنندگان این نامه است. این نامه آن‌قدر تند بود که خمینی به پسرش سید احمد گفته بود: «به آقایان بگویید ادب را از رادیو اسرائیل یاد بگیرند». البته اعتبارنامه او نهایتاً با ۱۶۴ رای موافق، ۲۰ رای ممتنع، و ۹ رای مخالف تصویب شد.

💡 سردار اعظم در انتخابات دوره پانزدهم مجلس شورای ملی که در شهرضا در اردیبهشت ۱۳۲۶ برگزار شد، به نمایندگی این حوزه انتخابیه به مجلس راه یافت. در آغاز مجلس ابوالحسین حائری‌زاده نماینده سبزوار با استناد به اینکه خانواده ابوالفتح میرزا تحت‌الحمایه روسیه بوده‌اند نسبت به تابعیت ایرانی او که شرط نمایندگی است ابراز تردید و به اعتبارنامه‌اش اعتراض کرد اما نمایندگان به اعتبارنامه رأی موافق دادند.