اطهار

لغت نامه دهخدا

اطهار. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ طُهر، طهارت، نقیض نجاست. نقیض حیض. ( از متن اللغة ). ج ِ طهر، پاکی از حیض و جز آن. ایام پاکی زن از حیض. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). روزهای رهائی زن از حیض. ( از متن اللغة ). و رجوع به طُهر شود. || ( ص، اِ ) ج ِ طاهر. ( متن اللغة ) ( ناظم الاطباء ). ج ِ طاهر، پاکیزه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). پاکها و پاکیزه ها. ( فرهنگ نظام ). رجوع به طاهر شود.
- ائمه اطهار؛ امامان پاک و معصوم. دوازده امام شیعیان.
- دین اطهار؛ دین پاکان:
خدایگان زمان و زمین مظفر دین
که ظاهر است بر اعلاء دین اطهارش.سعدی.
اطهار. [ اِطْ طِ ] ( ع مص ) غسل کردن از حیض. ( از متن اللغة ). تَطَهﱡر. ( متن اللغة ). پاک کردن. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ). || اطهار از گناه؛ منزه شدن و دست بازداشتن از آن. ( از متن اللغة ).
اطهار. [ اَ ] ( اِخ ) از نواحی حائل است و حائل میان دو ریگزار است بین جراد و اطهار. ( از معجم البلدان ).

فرهنگ معین

( اَ ) [ ع. ] (ص. ) جِ طاهر، پاکان.

فرهنگ عمید

= طاهر

فرهنگ فارسی

پاکان، جمع طاهر
( صفت ) جمع طاهر پاکان.
از نواحی حائل است و حائل میان دو ریگزار است بین جراد و اطهار.

ویکی واژه

جِ طاهر؛ پاکان.

جمله سازی با اطهار

💡 یا سلیل عتره الاطهار فخرالراشدین ممتلی از فرط جور و ظلم شد روی زمین

💡 ز دوستان علی (ع) دشمنان او مغلوب بحق جاه محمد (ص) و آله الاطهار

💡 شَهان عالمِ ایجاد و مالکانِ وجود، غلام خواجه ی لولاک و آل اطهارند

💡 خیل انصار ترا تن به زمین سر به سنان آل اطهار ترا دل به تعب جان به خطر

💡 بهر عصری امامی ظاهر از اولاد اطهارش که تا عالم زنور او مطهر از وثن بینی