اضافی
مترادفها
مازاد، زائد، اضافه
متضادها
اصلی، ضروری، لازم، پایه
لغت نامه دهخدا
اضافی. [ اِ فی ی ] ( ع ص نسبی ) منسوب به اضافه. رجوع به اضافه شود. || الحاقی. ( ناظم الاطباء ). || نسبی. اعتباری. مقید، در مقابل مطلق: از این چهار مایه دو سبک است و دو گران. سبک مطلق آتش است و سبک اضافی هواست. و گران مطلق زمین است و گران اضافی آب. ( ذخیره خوارزمشاهی ). || ارتباطی. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
بیش از میزان مورد نیاز، زائد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به اضافه ۱ - زیادتی افزونی: کارهای اضافی.
جمله سازی با اضافی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حقیقت- علم به ذات بسیط به مجرد امور سلبی که مفهوم تسبیح و تقدیس است حاصل نگردد. بلکه بی انضمام امور اضافی ممتنع است. و مجموع سلب و اضافت جز در مرکب صورت نه بندد، که دانستن امری بی نمونه در نفس داننده محال است: و علم آدم الاسماء کلها ثم عرضهم علی الملائکة.
💡 و دوم جماعتی که عوام و فروتران را به مراتب کمال اضافی می رسانند، و عموم اهل مدینه را به آنچه معتقد طایفه اول بود دعوت می کنند، تا هر که مستعد بود به مواعظ و نصایح ایشان از درجه خود ترقی می کند، و علوم کلام و فقه و خطابت و بلاغت و شعر و کتابت صناعت ایشان بود، و ایشان را ذوی الألسنه خوانند.
💡 تأثیر هارمونیکهای جریان عبارتند از تداخل در سیستمهای مخابراتی که میزان آن بستگی به مسیر و اندازه هارمونیکها دارد، تلفات اضافی در ترانسها و ماشینهای الکتریکی، و افزایش تلفات در خطوط انتقال. همچنین هارمونیکها باعث عملکرد نامناسب رلهها، کلیدها، فیوزها و سیستمهای فرمان از راه دور میشوند.
💡 در طی سالهای ۲۰۱۴–۲۰۱۵ یک چهارم از بانکهای روسیه بازار را ترک کردند، هزینه صندوق ضمانت بانکی روسیه به ۱ تریلیون روبل رسید به علاوه بودجه اضافی دولت برای کمک به بانکها نیز به ۱٫۹ تریلیون روبل رسید.
💡 هر دو این روشهای تولید دارای راندمان کم نزدیک به یک درصد هستند، و بیشتر انرژی الکتریکی مصرفی تیوب به صورت گرما هدر میرود. زمانیکه فلاکس پرتو ایکس قابل استفادهای تولید میشود باید در نظر داشت، که تیوب پرتو ایکس باید طوری طراحی شود که این گرمای اضافی را پراکندهسازد.
💡 این تئوری که ارز اضافی منجر به تورم میشود به نظریه پول گرایی معروف شد. وی همچنین با اجرای قوانین یا محدودیتها برای تجارت آزاد و رقابت آزاد بدون دخالت دولت جنگید و این گونه در ظهور اقتصاد کلاسیک سهیم بود.