استکثار. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) چیزی را بسیار خواستن. ( زوزنی ). زیاده طلبی. بسیار کردن خواستن. بسیار خواستن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( غیاث ). افزونی خواستن. استمجاد:
همچنان کاین شاهزاده شکر شاه
کرد زاستکبار و زاستکثار جاه.مولوی.- استکثار کردن؛ بسیار خواستن. زیاده طلبی.
|| آب بسیار خواستن. ( منتهی الارب ). || بسیار گرفتن. || بسیار آمدن. ( زوزنی ). چیزی را بسیار آمدن. ( تاج المصادر بیهقی ). بسیار آمدن چیزی را. ( منتهی الارب ). بسیار انگاشتن. بسیار یافتن خبر. بسیارشمردن. || بسیارمال شدن. ( منتهی الارب ).
(اِ تِ ) [ ع. ] ۱ - (مص م. ) طلب فراوانی کردن. ۲ - (اِمص. ) زیادت طلبی.
افزون خواهی، زیاده طلبی.
طلب فراوانی کردن، افزونی خواستن، بسیاری خواستن، بسیارانگاشتن، بسیارگرفتن، زیاده طلبی
۱ - ( مصدر ) بسیار خواستن چیزی را. ۲ - بسیار کردن بر افزودن. ۳ - بسیار داشتن. ۴ - ( اسم ) زیادت طلبی افزون جویی.
طلب فراوانی کردن.
زیادت طلبی.
💡 ابویزید رحمة اللّه علیه گوید: «المحبَّةُ اسْتقلالُ الکثیرِ مِنْ نَفْسِکَ و استکثارُ القلیلِ مِنْ حَبیبِکَ.»
💡 «فَذَکِّرْ» ای عظ بالقرآن و باللّه رغبة و رهبة «إِنْ نَفَعَتِ الذِّکْری» تجیء فی العربیّة «انّ» مثبتة لا لشرط فیکون بدل قد کقوله عزّ و جلّ: وَ ذَکِّرْ فَإِنَّ الذِّکْری تَنْفَعُ الْمُؤْمِنِینَ و معنی هذا انّه قد علم (ص) انّ «الذّکری» تنفع لا محالة امّا فی ترک الکفر او ترک المعصیة او فی الاستکثار من الطّاعة و هو حثّ علی ذلک و تنبیه علی انّه ینفع.
💡 و قرأ الآخرون بالتّاء یخاطب بها کفّار قریش ایضا و تقدیره: قل لهم بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیاةَ الدُّنْیا علی الآخرة. و قیل الخطاب للمؤمنین ای بَلْ تُؤْثِرُونَ الاستکثار من الدّنیا علی الاستکثار من الآخرة.
💡 إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً... الآیة لما علم انهم لا یداومون علی ملازمة القرب، افرد بعض الشهور بالتفضیل لیحصوها باستکثار الطاعات و امّا الخواص من عباده فجمیع الشهور لهم شعبان و رمضان و جمیع الایام لهم جمعة و جمیع البقاع لهم کالمساجد و فی معناه انشد: