استعماری

لغت نامه دهخدا

استعماری. [ اِ ت ِ ] ( ص نسبی ) منسوب به استعمار.
- دول استعماری؛ دول قوی که بعنوان آباد کردن مملکت ملّتی ضعیف، آن را تحت سلطه خویش درآورند.

فرهنگ فارسی

منسوب به استعمار دولت و کشوری قوی که کشورهای دیگر را مورد استعمار قرار دهد مستعمره طلب دولت استعماری.

فرهنگستان زبان و ادب

{colonial} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] مربوط به استعمار

ویکی واژه

مربوط به استعمار.

جمله سازی با استعماری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در سال ۱۷۶۸، به منظور رسیدگی به امور استعماری در آمریکای شمالی بریتانیا، اداره جداگانه آمریکایی یا استعماری تأسیس شد. اما با از دست دادن سیزده مستعمره آن، این بخش در سال ۱۷۸۲ منسوخ شد. مسئولیت مستعمرات باقی مانده به وزارت کشور داده شد و متعاقباً در سال ۱۸۰۱ به وزارت جنگ منتقل شد.

💡 در دوران قاجار به مرور رویکرد عالمان شیعه با گذر زمان و پیشرفت فقه اصولی سیاسی تر شد و رجال دینی در ماجراهای ضد استعماری مانند نهضت تنباکو و مشروطه خواهی فعال شدند. در همین زمان بحث ولایت فقیه مطلقه توسط ملا احمد نراقی مطرح شد و حوزه اختیارات ولی فقیه را در همه زمینه‌ها به جز موارد مخالف قرآن و احادیث اعلام کرد.

💡 یکی از مهم‌ترین بناهای معماری، زندان منصوره است که توسط دولت استعماری عدن، بین سالهای ۱۹۶۲ تا ۱۹۶۳، به عنوان یک زندان سیاسی برای بازداشت فعالان و پارتیزانهای ارتش آزادیبخش و انقلاب مسلح، که در حال حاضر به دلیل تداوم اتحاد در زندان هستند، ساخته شد.

💡 همیلتون به دلیل ژورنال سفرش به نام اتینریوم که سفرش را در سال ۱۷۴۴ از مریلند به یورک و مِین ثبت می‌کند، معروف شده‌است. این اثر توسط بسیاری از محققان آمریکای استعماری، مستند شد. برای مثال، ریچارد بوشمن از همیلتون استفاده می‌کند که رفتار همسفران را در مسافرخانه‌ای مشاهده و نقد می‌کند تا ایده‌هایی را حول محور اصالت در آمریکای استعماری نشان دهد.

عزیز دل یعنی چه؟
عزیز دل یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز