لغت نامه دهخدا
ارزق. [ اَ زَ ] ( ص ) مقلوب کلمه ازرق. رجوع به ازرق شود. || آب صافی. ( شمس اللغات ) و غلط است.
ارزق. [ اَ زَ ] ( ص ) مقلوب کلمه ازرق. رجوع به ازرق شود. || آب صافی. ( شمس اللغات ) و غلط است.
ارزق، روستایی در دهستان کنت بخش هیدوچ شهرستان سیب و سوران در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۴۹ نفر ( ۱۲ خانوار ) بوده است.
ارزق (گیاه). ازرق، رنگینک ( نام علمی: Chrozophora tinctoria ) نام یک گونه از سرده ازرق است.
[ویکی الکتاب] ریشه کلمه:
رزق (۱۲۳ بار)
💡 و قال (ص) اللّهم من احبّنی فارزقه العفاف و الکفاف و من ابغضنی فارزقه مالا و ولدا.
💡 ارزقان (خمین)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان خمین در استان مرکزی ایران است. نام خانوادگی مردم این روستا همگی ایرانشاهی است. اکثر مردم این روستا به شهرهای کرج تهران کوچ کردهاند.
💡 تا به کی باشم ذلیل خواجه ارزق سپهر تا به کی مانم اسیر شحنه پنجم حصار
💡 تاکه ارزقپوش شد سوسن بسان رومیان باد میرقصد ز شادی همچو اهل زنگبار
💡 دست فضا ز بهر کنف بر سر دولت از قبه های ارزق گردون خیام زد
💡 ارزق، روستایی در دهستان کنت بخش هیدوچ شهرستان سیب و سوران در استان سیستان و بلوچستان ایران است.