دست خوان

لغت نامه دهخدا

دست خوان. [ دَ خوا / خا ] ( اِ مرکب ) سفره و دستار خوان. پیش انداز. دستار خوان. ( از برهان ) ( از آنندراج ):
در سرای ملوک دست نیاز
سنت نان و دست خوان برداشت.کمال الدین اسماعیل ( از جهانگیری ).و رجوع به دستار و سفره شود. || پیشگیر. سینه بند. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(دَ خا ) (اِمر. ) سفره و دستار - خوان، پیش انداز، دستارخوان.

فرهنگ عمید

= دستارخوان

ویکی واژه

سفره و دستار - خوان، پیش انداز، دستارخوان.

جمله سازی با دست خوان

💡 ابراهیم بن یوسف اَطَّفَیِّش (؟ - ۱۸۹۳م) فقیه اباضی و شیمی‌دان الجزایری در سدهٔ نوزدهم میلادی بود. از اهالی بنی‌یسقن بود. در همان‌جا و عمان و الازهر دست خواند. سپس به تدریس تا پایان عمر پرداخت. او جدِّ ابراهیم بن محمد اطفیش بود.

💡 در ۱۹۷۶ مهم‌ترین جایزهٔ هیئت مدیرهٔ انجمن مطالعات اسپانیایی و اسپانیایی‌آمریکایی دانشگاه کانزاس ایالات متحدهٔ آمریکا، تحت عنوان استاد همکار افتخاری، به او داده شد و او را به معاونت انجمن ملی جبههٔ خلق کوبا برگزیدند. در ۱۹۷۸ مهم‌ترین جایزهٔ ادبی اسپانیا، جایزهٔ میگل دِ سروانتس، به دست خوان کارلوس به کارپانتیه تقدیم شد. کارپانتیه مبلغ مالی جایزهٔ را به حزب کمونیست بخشید.

💡 خان و خیل چرخ را شه خیل و خان آراسته تا بماهی و بره کردست خوان آراسته

💡 دستِ عنایتی که ما مفتقریم و تنگ‌دست خوانِ شفاعتی که ما مشتهی‌ایم و ناشتا

💡 اندر آ و دیگران را هم بخوان کاندر آتش شاه بنهادست خوان

بررسی یعنی چه؟
بررسی یعنی چه؟
وادی یعنی چه؟
وادی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز