تیززبان

لغت نامه دهخدا

تیززبان. [ تیزْ، زَ ] ( ص مرکب ) زبان آور و بلیغو فصیح. ( ناظم الاطباء ). ذلق. ذلیق. حلیف. طلق اللسان. طلیق اللسان. حلیف اللسان. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). رجوع به تیززبانی و تیز و دگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ عمید

زبان آور، فصیح.

فرهنگ فارسی

زبان آور و بلیغ و فصیح ذلق

جمله سازی با تیززبان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لب ز سخن بسته ام غنچه وش اما چو خار نشتر ریش منند تیززبانان هنوز

ساخره یعنی چه؟
ساخره یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز