تنکیر

لغت نامه دهخدا

تنکیر. [ ت َ ] ( ع مص ) از حال بگردانیدن. ( زوزنی ). دیگرگون کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ).از حال نیک گردانیدن بسوی حال بد. ( آنندراج ). || ناشناسا گردانیدن. ( ترجمان جرجانی ترتیب عادل بن علی ) ( دهار ) ( آنندراج ). ناشناس ساختن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || نکره گردانیدن اسم را. ( زوزنی ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). علامت تنکیر در زبان فارسی یایی است که به آخر اسم درآورند مانند این مصراع از سعدی:
رباخواری از نردبانی فتاد.
که با افزایش یا در آخر رباخوار و نردبان، نکره شدند واین عمل را تنکیر گویند. رجوع به یاء نکره ( ذیل «ی » ) شود.

فرهنگ معین

(تَ ) [ ع. ] (مص م. ) مجهول کردن، ناشناس ساختن.

فرهنگ عمید

۱. (ادبی ) نکره ساختن اسم.
۲. [قدیمی] مجهول و ناشناس کردن، به حالت مجهول و ناشناس در آوردن.

ویکی واژه

(ادبی): نکره بودن، یا نکره کردن. مجهول کردن، ناشناس ساختن. حرف‌تنکیر، حرف‌نکره. تعریف و تنکیر، در بعضی زبان‌ها نشانه خاصی دارد. «رضاقلی‌خان‌هدایت»

جمله سازی با تنکیر

💡 وَ تَرَکَهُمْ فِی ظُلُماتٍ لا یُبْصِرُونَ. پس ذکر تاریکی کرد که آن عدم نور است و طمس نور بکلی، و جمع تنکیر ظلمات و وصف آن کرد بظلمتی خالصه که هیچ شبح آن را نبیند، و ترک بمعنی طرح و حلی است، و ترک یک مفعول میخواهد پس صیرورت در او تضمیر کرد و او را جاری مجرای افعال قلوب گردانید و فرمود وَ تَرَکَهُمْ فِی ظُلُماتٍ هم چنان که شاعر گفته:

💡 التنکیرچن ۶٫۴۴ کیلومترمربع مساحت دارد ۲۹۷ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده‌است.

💡 قوله: اذا دعاکم لما یحییکم احق ان ترضوه. و جاء التنکیر عن النبی فیمن ذکر مع غیره بلفظ التثنیة، و هو انّ رجلا قام بین یدیه فقال: من اطاع اللَّه و رسوله فقد رشد و من عصاهما فقد غوی، فقال بئس خطیب القوم انت، هلّا قلت و من عصی اللَّه و رسوله فقد غوی، وَ أَنْتُمْ تَسْمَعُونَ یعنی امره و نهیه، و قیل القرآن و مواعظه.

💡 وی در مسابقات قهرمانی تکواندو قهرمانی جهان ۲۰۰۳ که در گارمیش-پارتنکیرشن آلمان برگزار شد، مدال طلای وزن زیر ۵۹ کیلوگرم را بدست آورد و نماینده کشورش یونان، در دو دوره المپیک (۲۰۰۰ و ۲۰۰۴) بود. آتاناسوپولو در طول دوران ورزشی خود به عنوان عضوی از تیم تکواندوی اِی اس واینوریس آتنائیکوس، در آتن زادگاه خود، تحت سرمربیگری و هدایتگری آپوستولوس یاکوواکیس، آموزش دید.

💡 الَّذِی کَذَّبَ رسل اللَّه «وَ تَوَلَّی» اعرض عن الایمان استدلّ المرجئة بهذه الآیة علی ما یزعمون انّه لا یدخل النّار الّا کافر مکذّب معرض عن الایمان. و لیس فیه دلیل لانّ هذه نار خصّ الکافرون بها و للنّار درکات. هذا معنی کلام الزّجاج و تنکیر النّار فی الآیة دلیل علی صحّة هذا التأویل: وَ سَیُجَنَّبُهَا الْأَتْقَی یعنی: التّقی کالأشقی بمعنی الشّقی: