اقتفاء
مترادفها
دنبال کردن، پیروی کردن، پیگیری
لغت نامه دهخدا
اقتفاء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) در پی رفتن. ( ناظم الاطباء ). از پی رفتن.( منتهی الارب ) ( آنندراج ): افتفی اثره؛ در پی آن رفت.( منتهی الارب ). || خاص کردن چیزی را بچیزی. || بخش نهادن مهمان را. || برگزیدن. || بازدوختن توشه دان و پشیزه را میان دو پشیزه آن درآوردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع. ] ۱ - (مص م. ) پیروی کردن. ۲ - (اِمص. ) پیروی.
ویکی واژه
پیروی کردن.
پیروی.
جمله سازی با اقتفاء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّیْطانِ» باشاعة الفاحشة فی الّذین آمنوا، و قیل خطواته وساوسه، و قیل هی النذور بالمعاصی و سلوک سبیل الشیطان و اقتفاء آثاره، «وَ مَنْ یَتَّبِعْ خُطُواتِ الشَّیْطانِ فَإِنَّهُ یَأْمُرُ بِالْفَحْشاءِ» ای بالقبائح من الاعمال، «وَ الْمُنْکَرِ»، قیل المنکر فکلّ ما یکره اللَّه عز و جل، و قیل المنکر ما لا یعرفه الشرع و لا العقل، «وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ ما زَکی مِنْکُمْ مِنْ أَحَدٍ أَبَداً» هذا الخطاب للّذین خاضوا فی الافک. و المعنی ما طهر من هذا الذنب و لا صلح امره بعد الّذی فعل، و قیل ما قبل توبة احد منکم ابدا، و قیل ما اسلم احد منکم و ما اهتدی.
💡 بدان که آوازه شهرت و علاج آن چون معالجه سایر امراض نفسانیه مرکب است از علمی و عملی اما معالجه علمی آن است که اولا بدان که استحقاق بزرگی و حکومت و فرمانفرمایی و سلطنت و اجلال و سروری و علو و برتری، مختص ذات پاک مالک الملوک است که نقص و زوال را در ساحت جلال و کبریائیش راه نه، و هیچ پادشاه ذوی الاقتدار را از اقتفاء فرمانش مجال تمرد نیست.