اجتناء
لغت نامه دهخدا
اجتناء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) جَنْی. ( زوزنی ). میوه چیدن. باز کردن میوه را. بار از درخت باز کردن. چیدن. اقتطاف. قَطف: هرکس بیخ خشک کاشت به اجتنای ثمرتش بهره مند نگشت. ( جهانگشای جوینی ). || اِجتنینا ماءَ مطر؛ وارد شدیم به آب باران پس خوردیم آنرا. ( منتهی الارب ).
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع. ] (مص م. ) میوه چیدن.
ویکی واژه
میوه چیدن.
جمله سازی با اجتناء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در اثنای این اجتناء و اقتناء بفرمود مرا آنکه امتثال امر او بر جان فرض عین بود و انقیاد حکم او قرض دین بود، که این هر دو مقاله سابق و لاحق که بعبارت تازی و لغت حجازی ساخته و پرداخته شده است اگرچه بر هر دو مزید نیست، اما عوام عجم را مفید نیست.
💡 خرس چون این بشنید، نایرهٔ بغض از درونِ او شعله برآورد و قارورهٔ قدح در گفتارِ داستان انداختن گرفت و گفت: هرک گناهِ رعیّت را خرد داند، عفوِ پادشاه را بزرگ نداند و هرک گناهکار را بریء السّاحه شمرد، حقِّ تجاوز پادشاه نشناسد. ملک را این وقاحت ازو سخت منکر آمد و گفت: لَیسَ بِأَوَّلِ قَارُورَهٍ کُسِرت، تقصیر و غرامت و گناه و ندامت همه در راهِ فرودستان آمدست و قبول و اجابت همیشه از بزرگان مستقبلِ آن شده. اصرار شرط نیست، حدیثِ شما در نزاع و دفاع به تطویل انجامید و مجالِ تطوّل تنگ گردانید و مادام که سخن نه در پردهٔ شرم و آزرم رود، رویِ حقیقت کارها به غرض پوشیده ماند و آتشِ حسد از بواطنِ شما به خرمنِ ملک و دولت سرایت کند و از تعادی و تناصیِ شما به غرضِ خاصّ زود باشد که فتنهٔ عامّ بادانی و اقاصیِ ولایت رسد. داستان اگرچ در این فصول حفظِ جانبِ دوستان میکند و آن پسندیدهترینِ خصال و شریفترینِ خلال مردمست، لیکن ازین معانی اقتناءِ ذخایرِ نیکونامی و اجتناءِ ثمراتِ حسنِ حفاظِ ما میجوید، چه اگر بهر خطیئتی که در راهِ خدمتگاران آید، مطالب و معاقب شوند، رسمِ خادم مخدومی از جهان برخیزد.