این گیاه از خانواده دو لپهایها و زیرمجموعه سماقیان است و به شکل درخت یا درختچه رشد میکند. برگهای آن متناوب، مرکب و شانهای شکل هستند. گلهای این گیاه کامل و دو جنسی بوده و در برخی از گونهها، گلهای نر و ماده از یکدیگر جدا هستند. میوهاش کوچک، ترش و قابض است. برگهای این گیاه به عنوان تببر در درمان استفاده میشوند و میوههای آن ترش و خوشطعم بوده و به عنوان چاشنی در غذاها به کار میروند. نوع سمی، گونهای است که در آمریکای شمالی به وفور یافت میشود و برگهای آن در درمان نقرس، روماتیسم و فلج مورد استفاده قرار میگیرد. مقدار مصرف این گیاه در درمان حدود ۱۲ تا ۳۰ گرم است و باید از مصرف بیش از این مقدار خودداری کرد زیرا بسیار سمی است. سماق هرز، گونهای دیگر از سماق است که در صنعت از صمغ استخراج شده از تنه آن استفاده میشود و نوعی لاک به نام لاک ژاپن از آن تولید میشود. همچنین، نوع کاذب نام دهی در دهستان سماق بخش چنگی شهرستان خرمآباد است.

سماق
لغت نامه دهخدا
سماق. [ س َ ] ( اِ ) نوعی از سنگ که سفید و نرم باشد. ( غیاث ) ( آنندراج ).
سماق. [ س ُ ] ( ص ) دروغ ساده و خالص از هر چیزی. ( از آنندراج ) ( منتهی الارب ): کذب سماق؛ دروغ ساده و خالص. ( ناظم الاطباء ).
سماق. [ س ُ / س ُم ْ ما ] ( اِ ) نام دوایی است و آن میوه باشد. ( غیاث ) ( از آنندراج ). تتری و آن میوه درختی است که چون خوشه برآید. دانه های بسیار بر آن چون عدس و بر روی آن دانه پرز و رطوبتی میان سرخ و زرد و بطعم ترش و همان ترشی را درطعام بکار برند و باقی هسته و استخوان باشد. ( صحاح الفرس ). تتری. ( زمخشری ). دانه ای است ترش مزه و قهوه ای رنگ. ( الفاظ الادویه ). گیاهی است از رده دولپه ای ها جدا گلبرگ که سردسته تیره سماقیان میباشد. این گیاه کوچک بشکل درخت یا درختچه میباشد. برگهایش متناوب ومرکب و شانه ای است. گلهایش کامل و دو جنسی و در برخی گونه ها گلهای نر و ماده از هم جدا هستند. میوه این گیاه سفت و ترش مزه و قابض است. برگش در تداوی بعنوان تب بر مصرف میشود. گرد میوه اش ترش و خوش طعم و جهت چاشنی اغذیه بکار میرود. سماک. تتری. تتم. ( فرهنگ فارسی معین ): دفع مضرت ( شرابی که آفتاب پرورده باشد ) با سکبا و سماق و نار باشد. ( نوروزنامه ).
دست در آش ترش زن که بغایت خوبست
تمر هندی و سماق است و دگر آش انار.بسحاق اطعمه.رجوع به تحفه حکیم مؤمن، اختیارات بدیعی، فهرست مخزن الادویه و جنگل شناسی شود.
- سماق سمی؛ گونه ای سماق که در آمریکای شمالی فراوان میروید و برگهایش در تداوی در معالجه نقرس و روماتیسم و فلج بکار میرود. مقداری که از این گیاه در تداوی بکار میرود، در حدود 12 تا 30 سانتی گرم است و از بکار بردن بیش از آن باید احتراز کرد چون بسیار سمی است. ( فرهنگ فارسی معین ).
- سماق شکی. رجوع به سماق شود. ( فرهنگ فارسی معین ).
- سماق کاذب؛ سماق هرز. ( فرهنگ فارسی معین ).
- سماق هرز؛ گونه ای سماق که در صنعت از صمغ مستخرج از تنه آن استفاده میکنند و از آن نوعی لاک بنام «لاک ژاپن » میسازند. سماق کاذب. ( فرهنگ فارسی معین ).
- سنگ سماق. رجوع به سنگ سماق شود. ( فرهنگ فارسی معین ).
سماق. [ س ُ ] ( اِخ ) نام یکی از دهستان های بخش چگنی شهرستان خرم آباد. موقعیت طبیعی کوهستانی، هوای معتدل ومالاریایی. آب آن از رودخانه کشکان سراب رفتخان، سراب سماق و آب کالیاب و چشمه گرموت مرتفعترین قلل جبال در این دهستان، کوه های سفیدکوه، کوه گاو شمال، کوه میل، کوه سماق، کوه گرز، کوه لهور، مراتع مرغوبی در سینه و دامنه کوه های مذکور وجود دارد که مورد استفاده حشم داران است. از 18 آبادی تشکیل گردیده است. جمعیت آن در حدود 4200 تن و قرای مهم آن عبارتند از هفت چشمه، کالیاب و ژیرژیان. ساکنین از طوایف طولابی شاهیوند، شیراونده و سادات حیات الغیب می باشند و عده ای چادرنشین می باشند. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
فرهنگ معین
فرهنگ عمید
* سماق سمی: (زیست شناسی ) درختی کوچک بومی امریکای شمالی با عصاره ای تند و بخار سمی که برگ آن به مقدار اندک در معالجۀ نقرس و روماتیسم به کار می رود.
