زماره

لغت نامه دهخدا

( زمارة ) زمارة.[ زِ رَ ] ( ع اِ ) نای نوازی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج )( ناظم الاطباء ). حرفه زَمّار. ( از اقرب الموارد ).
زمارة. [ زَم ْ ما رَ ] ( ع اِ ) نای. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). نئی که بدان نای نوازند. ( از اقرب الموارد ). || چوب که بر گردن سگ بندند تا از سوراخ در نتواند شدن به انگور خوردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). ساجور. ( از اقرب الموارد ). و منه ُ:اتی الحجاج بسعیدبن المسیب و فی عنقه زمارة. ( اقرب الموارد ). || ( ص، اِ ) زن زانیه یا زن زانیه خوبروی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
- کسب الزمارة؛ جاکشی و زن زناکار را به این طرف و آن طرف برای سود و فایده بردن. ( ناظم الاطباء ). حدیث: نهی عن کسب الزمارة.
|| عمود آهن میان دو حلقه گردن بندآهنی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(زَ مّ رِ یا رَ ) [ ع. زمارة ] (اِ. ) نوعی نای که نوازند.

فرهنگ فارسی

( اسم ) نوعی نای که نوازند.

ویکی واژه

زمارة
نوعی نای که نوازند.

جمله سازی با زماره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یعنی در آن دو طره عقل آزمارهین

💡 بگوش او کوس رزم نغمه مزمارها

نجات یعنی چه؟
نجات یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
جنده یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز