تیرکمان

لغت نامه دهخدا

تیرکمان. [ ک َ ] ( اِ مرکب ) در تداول؛ قوس قزح. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ معین

(کَ ) (اِمر. ) بازیچة کودکان به صورت قطعة کوچک چرم یا لاستیکی که دو سوی آن را با کش به دو شاخة کوچکی می بندند و با آن سنگریزه پرتاب کنند.

فرهنگ عمید

۱. تیروکمان.
۲. کمان.
* تیرکمان آبی: (زیست شناسی ) گیاهی پایا، با ساقه های دراز و برگ هایی شبیه پیکان که در میان آب و جاهای بسیارمرطوب می روید.

فرهنگ فارسی

تیروکمان، کمان باتیر، تیر
در تداول قوس قزح
( اسم ) ۱ - تیر و کمان. ۲ - کمان. یا تیر کمان آبی. گیاهی از تیر. بارهنگهای آبی جزورد. تک لپه ییها که آبزی و پایا و علفی است و دارای ساقه ای افقی میباشد که از آن برگهای هوایی و برگهای آبی خارج شوند.

ویکی واژه

بازیچة کودکان به صورت قطعة کوچک چرم یا لاستیکی که دو سوی آن را با کش به دو شاخة کوچکی می‌بندند و با آن سنگریزه پرتاب کنند.

جمله سازی با تیرکمان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آتش به آهن اندر تیغ نبرد توست واهن به آتش اندر تیرکمان توست

💡 تیرکمان ابروان سلسله مو را جز دل اهل نظر نشانه نباشد

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
کپه اقلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز