تفتق. [ ت َ ف َت ْ ت ُ ] ( ع مص ) گشاده شدن و شکافته گردیدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از زوزنی ).شکافته و گشاده گردیدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تشقق چیزی. متاوع تفتیق. ( از اقرب الموارد ). || گشاده گردیدن تهیگاه و سر سرین شتر از کثرت چرا. ( از اقرب الموارد ). || گشاده گردیدن زبان کسی به سخن. ( از اقرب الموارد ).
(تَ فَ تُّ ) [ ع. ] ۱ - (مص ل. ) شکافتن، شکاف خوردن، کفتن، کافتن. ۲ - (اِمص. ) شکافتگی، ج. تفتقات.
۱. شکافته شدن.
۲. گشاده شدن.
۱ -( مصدر ) شکافتن شکاف خوردن کفتن کافتن. ۲ - ( اسم ) شکافتگی. جمع: تفتقات.
شکافتن، شکاف خوردن، کفتن، کافتن.
شکافتگی؛
تفتقات.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و قد تفتقدک العین من بعد فقدها کما فی اللیالی السود یفتقد القمر
💡 قوله: «فَقُولا لَهُ قَوْلًا لَیِّناً» الایة... عن وهب بن منبه. قال: لما بعث اللَّه موسی (ع) الی فرعون قال له و اسمع کلامی و احفظ وصیّتی و ارع عهدی، فانی قد وقفتک الیوم منّی موقفا لا ینبغی لبشر بعدک ان یقوم مقامک منّی ادنیتک و قرّبتک حتّی سمعت کلامی و کنت باقرب الامکنة منّی فانطلق برسالتی فانک بعینی و سمعی و انّ معک نصری و انّی قد البستک جبّة من سلطانی، تستکمل بها القوة فی امری، فانت جند عظیم من جندی بعثتک الی خلق ضعیف من خلقی، بطر نعمتی و امن مکری و انکر ربوبیتی و عبد دونی و زعم انّه لا یعرفنی و انّی اقسم بعزّتی لو لا الحجة و العذر الّذی وضعته بینی و بین خلقی لبطشت به بطشة جبّار یغضب لغضبه السماء و الارض و الجبال و البحار فان اذنت للسّماء حصبته، و ان اذنت للارض ابتلعته و ان اذنت للجبال دمّرته، و ان اذنت للحبار غرّقته، و لکنّه هان علیّ و سقط من عینی و وسعه حلمی و استغنیت بما عندی و حقّ لی انا الغنیّ لا غنی غیری، فبلغه رسالتی و ادعه الی عبادتی و توحیدی، و حذّره نقمتی و بأسی، و اخبره انه لا یقوم شیء لغضبی و ذکّره إیای و قل له فیما بین ذلک «قَوْلًا لَیِّناً لَعَلَّهُ یَتَذَکَّرُ أَوْ یَخْشی» و اخبر انّی الی العفو و المغفرة اسرع الی الغضب و العقوبة و لا یروعنک ما البسته من لباس الدنیا، فان ناصیته بیدی لیس یطرف و لا ینطق و لا یتنفس الّا بعلمی و اذنی، و قال له اجب ربّک فانّه واسع المغفرة امهلک اربع مائة سنة و فی کلّها کنت تبارزه بالمحاربة و هو یمطر علیک السّماء و ینبت لک الارض و یلبسک العافیة لا تسقم و لا تهرم و لم تفتقر و لم تغلب و لو شاء ان یخلعک من ذلک او یسلبکه فعل، و لکنّه ذو أناة و ذو حلم عظیم.