لغت نامه دهخدا
تاییدن. [ دَ ] ( مص ) تائیدن. گذاردن. صبر کردن: بتا؛ بگذار. رجوع به تائیدن در همین لغت نامه شود.
تاییدن. [ دَ ] ( مص ) شباهت داشتن و مشابه بودن.( ناظم الاطباء ) ( از لسان العجم شعوری ج 1 ورق 286 ).
تاییدن. [ دَ ] ( مص ) تائیدن. گذاردن. صبر کردن: بتا؛ بگذار. رجوع به تائیدن در همین لغت نامه شود.
تاییدن. [ دَ ] ( مص ) شباهت داشتن و مشابه بودن.( ناظم الاطباء ) ( از لسان العجم شعوری ج 1 ورق 286 ).
(دَ ) (مص ل. ) تأمل کردن.
( مصدر ) تامل کردن درنگ کردن. توضیح مساوی ازین مصدر جز مفرد امر حاضر (( بتا ( ی ) ) ) دیده نشده.
شباهت داشتن و مشابه بودن.
خمیدن چیزی طوریکه یک بخشاش روی بخش دیگرش بخوابد: او نفشهاش را تایید و درون کولهاش گذاشت.
تأمل کردن.
💡 بر اساس یک زندگینامه تاییدنشده توسط چارولز بایکاف، پرکینز تا اواخر دهه سوم زندگیش فقط با مردان رابطه داشت. این افراد عبارت بودند از: کریستوفر ماکوز، تاب هانتر هنرپیشه، رودالف نوریو رقصنده، استفن ساندهایم آهنگساز و تصنیف سرا، و گراور دیل رقصنده و رقص آرا و شوهر پیشین خانم برنسون همسر پرکینز.
💡 و ما گوییم: بزرگتر خصمی مر ابداع را اهل تاییدند از فرزندان رسول مصطفی علیهالسلام که این مرد اعنی ابوالهیثم رحمة الله از متعلقان و محبان ایشان بوده است. وچون چنین بوده است، این سئوال ازین مرد سخت ضعیف آمدست که همی گوید: «چه چیز بود نه از چیز، چون نمایی چیز؟» بل بایستی که گفتی »چو چیز بود، چیز کننده چیز بایست، و اگر چیزهست کنندهئی هست، پس چیز نبوده و کرده شده است!» ولکن طبعش چنین دست داده است که گفته است، و غرضش آنست که ابداع ثابت است، و همی پرسد تا کسی هست که ابداع را ثابت کند بعد از آنک اقاویل حکمااندر آن مختلف است؟