لغت نامه دهخدا
اذله. [ اَ ذِل ْ ل َ ] ( ع ص،اِ ) ج ِ ذلول. نرم شوندگان. || نرم دلان. || ج ِ ذلیل. خوارشدگان. خواران. ذلیل شدگان.
اذله. [ اَ ذِل ْ ل َ ] ( ع ص،اِ ) ج ِ ذلول. نرم شوندگان. || نرم دلان. || ج ِ ذلیل. خوارشدگان. خواران. ذلیل شدگان.
(اَ ذِ لِّ ) [ ع. ] (ص. ) ۱ - جِ ذلیل، ذلیل شدگان. ۲ - جِ ذلول، نرم دلان.
۱. [جمعِ ذلیل] = ذلیل
۲. [جمعِ ذلول] = ذلول
جمع ذلیل، و جمع ذلول
( صفت ) ۱ - جمع: ذلیل ذلیل شدگان خوار شدگان خواران. ۲ - جمع: ذلول نرم شوندگان نرم دن.
[ویکی الکتاب] معنی أَذِلَّة: ذلیلان
معنی أَضَلَّهُ: گمراهش کرد
ریشه کلمه:
ذلل (۲۴ بار)
جِ ذلیل؛ ذلیل شدگان.
جِ ذلول؛ نرم دلان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ذلیل دوست بود عاشق و عزیز عدو اذله و اعزّه بفیض گفت صریح
💡 ویرا پرسیدند از تصوف: گفت: اسم و لا حقیقة و قد کان قبل حقیقة ولا اسم. بوعثمان مغربی گوید: پرسیدند ویرا: که ظریف که بود؟ گفت: الخفیف فی ذاته و اخلاقه و افعاله و شما یله من عیر تکلف و سئل عنه ما المروة؟ قال حسن السر و قال من ذل فی نفسه رفع اللّه قدره، و من عزفی نفسه اذله اللّه فی اعین عباده
💡 او گفت: طوبی لمن لم یکن له وسیلة الی اللّه سواه، فانه لاوسیلة الیه غیره. هم وی گفت: من ضاع امراللّه فی صغره اذله اللّه فی کبره. ازو پرسیدند: که صوفی که بود و زاهد که؟ گفت: الصوفی بر والزاهد بنفسه. هم وی گفت: که اللّه تعالی بندهٔ خود را از معرفت خودچیزی دهد، و بآن مقدار کی معرفت داده بود بلاها بروی نهد تا آن معرفت او را عون بود برداشت آن بلا.