ویکی واژه
آفتابسوخته
تیره شده و تغییر رنگ داده بوسیله تابش نور خورشید. لایهای از کل و لایه حاصلخیز بر زمینهای آفتاب سوختهٔ سواحل خود میگستراند. «دریابندری»
آفتابسوخته
تیره شده و تغییر رنگ داده بوسیله تابش نور خورشید. لایهای از کل و لایه حاصلخیز بر زمینهای آفتاب سوختهٔ سواحل خود میگستراند. «دریابندری»
💡 آرام چون سپند نداری به هیچ جای ای آفتاب سوخته روی کیستی
💡 بس که شه چهره برفروخته بود آن گدا ز آفتاب سوخته بود
💡 در آفتاب سوخته گشتند قمریان بر سایههای سرو نشستند زاغها
💡 چرا بدین صفت از آفتاب سوختهای مگر بطرف چمن، آب و آبیاری نیست
💡 بر همه جا تافته چون آفتاب سوخته اوست چه آتش چه آب
💡 لاله ز خون جگر در تپش آفتاب سوخته دامن شده است لعل قبای آمده است