آب ورز

لغت نامه دهخدا

( آب ورز ) آب ورز. [ وَ ]( نف مرکب ) آب باز. شناگر. سباح. || ملاح.

فرهنگ معین

( آب ورز ) (وَ ) (ص فا. ) ۱ - شناگر. ۲ - غواص. ۳ - ملاح.

فرهنگ فارسی

( آب ورز ) ( اسم ) ۱ - آب باز شناگر. ۲ - غواص. ۳ - ملاح.
آب باز شناگر
آب باز، شناگر، غواص، آب ورزی: آب بازی، شناگری، غواصی

ویکی واژه

آب‌ورز (به انگلیسی؛ABVARZE) رسانه همراه ورزش‌های آبی-خصوصاً شنا- است که با همراهی اهالی ورزش‌های آبی شکل گرفت.
شناگر.
غو

جمله سازی با آب ورز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نهنگ آب ورزش بادپرور کزان یشک درازش مسته خور است

💡 اگرت خواسته بود، نخست آب ورز و زمین بیش بخر چه اگر برندهد هر آینه‌اش بن به میان باشد.

چارتخم یعنی چه؟
چارتخم یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز