لغت نامه دهخدا
خمیر دندان. [ خ َ رِ دَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ماده ضد عفونی که بشکل خمیردرآورند و در مظروفی املس قرار دهند تا با فشار به آن ماده ضدعفونی خارج شود و برای پاک کردن بکار رود، خمیری طبی که برای پاک کردن دندان بکار رود.
خمیر دندان. [ خ َ رِ دَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) ماده ضد عفونی که بشکل خمیردرآورند و در مظروفی املس قرار دهند تا با فشار به آن ماده ضدعفونی خارج شود و برای پاک کردن بکار رود، خمیری طبی که برای پاک کردن دندان بکار رود.
dentifricio
💡 ارث، استرس، خستگی، بیماری، صدمه ناشی از گازگرفتن ناگهانی، تغییرات هورمونی، قاعدگی در خانمها، کاهش وزن شدید، حساسیتهای تغذیهای، ماده کفکننده موجود درخمیر دندانها وکمبود ویتامین ب ۱۲، اسید فولیک،
💡 زریاب، اولین خمیر دندان معطر به شکل امروزی را در قرن نهم میلادی درست کرده در اسپانیای آن دوران گسترش داد.
💡 نوازندگان عود و گیتار در کشورهای مغرب (الجزایر و مراکش) و اسپانیا معتقدند که فن عودنوازی و ابداع گیتار از کارهای زریاب بودهاست. زریاب را همچنین آورنده آداب و آشپزی و لباسهای شرقی، و حتی خمیر دندان، به اروپا میدانند.