تفتیدن

لغت نامه دهخدا

تفتیدن. [ ت َ دَ ] ( مص ) گرم شدن از آفتاب و آتش. ( ناظم الاطباء ).پورداود در ذیل کلمه تپ آرد:... در فارسی ناخوشی تب و... تافته و تفسیدن و تفتیدن و جز اینها از همین بنیاد است. ( فرهنگ ایران باستان ص 90 ). رجوع به تابه و تابش و تاب و تب و تفت و تفته و تفسیدن و تافته شود.

فرهنگ معین

(تَ دَ ) (مص ل. ) نک تفتن.

فرهنگ عمید

گرم شدن، گداختن، گرم شدن از تف آتش یا آفتاب، تفسیدن.

فرهنگ فارسی

گرم شدن، گداختن، گرم شدن ازتف آتش یا آفتاب، تفسید
( مصدر ) ( تفتید تفتد خواهد تفتید بتفت تفتنده تفتیده ) گرم شدن از آفتاب و آتش داغ شدن.

ویکی واژه

نک تفتن.

جمله سازی با تفتیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تنوره ز تفتیدن آفتاب به سوزندگی چون تنوری بتاب

ملکا یعنی چه؟
ملکا یعنی چه؟
مارشال یعنی چه؟
مارشال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز