ترجمه کردن. [ ت َ ج َ / ج ُ م َ / م ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) گفتاری یا نوشته ای را، از زبانی بزبانی دیگر برگرداندن. بیان کردن کلامی یا عبارتی را از زبانی بزبان دیگر: پس دوات خاصه آوردند و در زیر آن بخط خویش، تازی و فارسی عهدنامچه ای که از بغداد آورده بودند و آنچه استادم ترجمه کرده بود نبشت. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 295 ). تذکره نبشته آمد و خواجه ابونصر بر وزیر عرضه کرد و آنگاه هر دو را ترجمه کرد به پارسی و تازی بمجلس سلطان هر دو بخواند سخت پسند آمد.( تاریخ بیهقی ایضاً ص 297 ). بونصر مشکان نامه بخواندو به پارسی ترجمه کرد. ( تاریخ بیهقی ایضاً ص 378 ).
بفرمود تا فیلسوفان همه
کنندآنچه دانش بود ترجمه.نظامی.
گفتاری یا نوشته ای را از زبانی بزبانی دیگر برگرداندن. بیان کردن کلامی یا عبارتی را از زبانی بزبان دیگر
{compile} [رایانه و فنّاوری اطلاعات] رمزگشایی کردن دستورهای نوشته شده به زبانی سطح بالاتر و تولید کردن برنامه ای به زبان هم گذاری
ترجمه؛ ترجمه نمودن، متن یا سخنی را از زبان اصلی به زبان دیگر درآوردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آنیشا اسداللهی، فارغالتحصیل دانشگاه خواجه نصیر است. او نویسنده، مترجم و فعال کارگری است. آثار وی در حوزه فمینیسم، حقوق زنان، حقوق کارگران و نقد سیستم سرمایهداری هستند. او همچنین بههمراه همسرش، کیوان مهتدی، «کارفرمایان یونیفورمپوش» را ترجمه کردند که از آثار قابل توجه آنها است.
💡 و بدان که چنین خواندم از اخبار خلفاء گذشته که مأمون خلیفه رحمهالله به تربت نوشین {روان} رفت، آنجا کی دخمهٔ او بود، اعضای او را یافت بر تختی پوسیده و خاک شده، بر فراز تخت وی بود، بر دیوار دخمه خطی چند بزر نوشته بود، بزفان پهلوی؛ مأمون بفرمود تا دبیران پهلوی را حاضر کردند و آن نوشته ها را بخواندند و ترجمه کردند بتازی و آن تازی در عجم معروفست: