لغت نامه دهخدا
بوسلیک. [ س ُ ل َ ] ( اِ مرکب ) نام مقامی از جمله دوازده مقام موسیقی. ( برهان ) ( از غیاث )( انجمن آرای ناصری ) ( آنندراج ). رجوع به آهنگ شود.
بوسلیک. [ س ُ ل َ ] ( اِخ ) رجوع به ابوسلیک شود.
بوسلیک. [ س ُ ل َ ] ( اِ مرکب ) نام مقامی از جمله دوازده مقام موسیقی. ( برهان ) ( از غیاث )( انجمن آرای ناصری ) ( آنندراج ). رجوع به آهنگ شود.
بوسلیک. [ س ُ ل َ ] ( اِخ ) رجوع به ابوسلیک شود.
(سَ ) ( اِ. ) نام یکی از آهنگ های موسیقی ایرانی.
گوشه ای در دستگاه نوا.
نام یکی از آهنگهای موسیقی ایرانی
نام مقامی از جمله دوازده مقام موسیقی
نام یکی از آهنگهای موسیقی ایرانی.
💡 بوالعلی و بوالعباس و بوسلیک و بو مثل / آنکه آمد از لوالج آنکه آمد از هری
💡 در زمان بغتسما (۲۰۵–۲۵۹ ه.ق) شاعری به نام حنظله بادغیسی (ف. ۲۲۰) ظهور کرد. در عهد بغتسما محمد بن وصیف و فیروز مشرقی و ابوسلیک گرگانی به چامه سُرایی پرداختند.
💡 از پرده عراق به عشاق تحفه بر چون راست و بوسلیک خوش الحانم آرزوست
💡 گوشه بوسلیک در دستگاه نوا و گوشهای به نام «ابوالچپ» که در دستگاههای راستپنجگاه و همایون وجود دارد، از لحاظ ساختار با ابوعطا شباهت دارند.
💡 بوالعلاء و بوالعباس و بوسلیک و بوالمثل آنکه از ولوالج آمد آنکه آمد از هری