بسهولت
مترادفها
به آسانی، به راحتی
متضادها
به سختی، با دشواری
لغت نامه دهخدا
بسهولت. [ ب ِ س ُل َ ] ( ق مرکب ) بآسانی و بی دشواری. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
باسانی بی دشواری.
باسانی و بی دشواری ٠
جمله سازی با بسهولت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 از نهیبش نه چنان خصم بجا ماند خشک کز رخش رنگ تواند بسهولت برخاست
💡 گاه رفتن چو بود رو بنشیب بسهولت شدند و بی آسیب
💡 با وجود تمام موانع موجود در مسیر پروژه، تیم اجرایی توانست با برنامهریزی دقیق، کار را بسهولت و در زمان مقرر به پایان برساند.
💡 او توانست با استفاده از دانش و تجربهای که در طول سالیان گذشته کسب کرده بود، مسائل پیچیده را بسهولت و بدون هیچ مشکلی حل کند.
💡 اگر طبق دستورالعملهای گفته شده پیش بروید، میتوانید تمام مراحل ثبتنام و تکمیل فرمها را بسهولت و در کوتاهترین زمان ممکن انجام دهید.