برآوردگر
مترادفها
تخمینزن، ارزیاب
فرهنگستان زبان و ادب
برآوردگر
{estimator} [آمار، ریاضی] تابعی از مشاهدات آماری که به عنوان تقریب زنندۀ پارامتر یک توزیع به کار می رود
دانشنامه عمومی
برآوردگر. در علم آمار، برآوردگر، برآوردیاب، تخمین زننده یا برآوردکننده، آماره ای ( به انگلیسی: Estimator ) ( تابعی از داده های مشاهده شده ) است که یک پارامتر آماری نامعلوم را تخمین می زند. به محصول اعمال تابع برآوردگر بر روی یک مشاهده آماری خاص برآورد گفته می شود. از آنجایی که برآوردگرهای مختلفی برای یک پارامتر قابل تصور است، معیارهایی ( مانند برآوردگر خطی بودن یا برآوردگر نااریب بودن ) جهت محدود کردن یا انتخاب یک برآوردگر از میان همه برآوردگرها در نظر گرفته می شود. [ نیازمند منبع]
اگر به جای نمونهٔ تصادفیِ X1, X2,... , Xn، از یافته های آن نمونهٔ تصادفی یعنی x1, x2,... , xn، در تابع آمارهٔ U=g ( X۱, X۲, …, Xn ) استفاده کنیم، یافتهٔ آماره که عددی مانند u است حاصل خواهد شد که می توان از آن برای یافتن مقدار تقریبی پارامتر مجهولی مانند θ استفاده کرد. در این شرایط عدد u را یک برآورد ( تخمین ) برای پارامتر θ می گویند. با توجه به این تعریف هر برآوردیابی برای متغیر θ یک آماره است، اما هر آماره ای یک برآوردیاب برای θ نیست.
ویکی واژه
تابعی از مشاهدات آماری که بهعنوان تقریبزنندۀ پارامتر یک توزیع به کار میرود.
جمله سازی با برآوردگر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 تیغ برکف استادهست صرصر اجل بیدل همچو شمع در هر جا سر برآوردگردن
💡 برآوردگر پروژه باید پیش از شروع هر مرحله، تمام هزینههای احتمالی مربوط به مواد اولیه و دستمزد کارگران را با دقت بسیار بالا و بدون خطا محاسبه کند.
💡 پس از بررسی دقیق نقشههای مهندسی، برآوردگر اعلام کرد که اجرای این ساختمان بزرگ نیازمند بودجهای بسیار فراتر از تصورات اولیه تیم مدیریت و مالک پروژه است.
💡 نقش اصلی یک برآوردگر در پروژههای ساختمانی، پیشبینی دقیق زمانبندی و هزینههاست تا از بروز هرگونه مشکل مالی یا تأخیر در روند اجرای کار جلوگیری شود.