اکتناف. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) حظیره شتران ساختن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). || گرد چیزی درآمدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( از المصادر زوزنی ). احاطه کردن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || پناه گرفتن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). || ( اِمص ) پناه داری:
کی گذارد حافظ اندر اکتناف
که کسی چیزی رباید از گزاف.مولوی.|| شوغاه ببافتن شتر را از شاخ درخت. ( از تاج المصادر بیهقی ).
(اِ تِ ) [ ع. ] (مص م. ) ۱ - زیر پر گرفتن. ۲ - احاطه کردن.
۱. پناه گرفتن، پناهگاه ساختن.
۲. احاطه کردن.
۳. پناه دادن.
پناه گرفتن، پناهگاه ساختن، احاطه کردن
( مصدر ) ۱ - زیر پر گرفتن. ۲ - گرد در آمدن احاطه کردن.
زیر پر گرفتن.
احاطه کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کی گذارد حافظ اندر اکتناف که کسی چیزی رباید از گزاف
💡 حی قدیمت ازکرم و بخشش عمیم اندرکنیف لطف کناد اکتنافها
💡 دولت و اقبال را پیوسته اندر اکتناف دانش و فرهنگ را همواره اندر اکتناه