اسپردن

مترادف‌ها

سپردن، واگذار کردن، بخشیدن، تقدیم کردن

متضادها

گرفتن، پس گرفتن

لغت نامه دهخدا

اسپردن. [ اِ پ َ / پ ُ دَ ] ( مص ) سپردن. سفارش کردن:
بدان رنج و سختی بپروردیم
کنون چونکه رفتی به که اسپردیم ؟دقیقی. || پی سپر کردن. پیمودن:
مرد در ظلمت ایام گهر یابد و کام
که بظلمت گهر اسپرد همی اسکندر.سنائی.

فرهنگ معین

(اِ پُ دَ ) (مص م. ) سپردن، سفارش کردن.
(اِ پَ دَ ) (مص ل. ) پی سپر کردن، طی طریق کردن.

فرهنگ عمید

= سپردن sepordan

ویکی واژه

سپردن، سفارش کردن.
پی سپر کردن، طی طریق کردن.

جمله سازی با اسپردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هر کسی راه ازین ره به قدم می‌سپرد ما در اسپردن این راه به جان آمده‌ایم

💡 سران نیارند از سر فرو نهادن ننگ یلان ندارند از جان فراسپردن غم

💡 همین جانی به جانان واسپردن چه باشد غایت آشفته حالی

💡 گر نرفتی بر صراط المستقیم ای بی طریق در طریق آخر کجا شد این طریق اسپردنت

💡 او تصمیم گرفت تمام دارایی و اموال خود را به یک مؤسسه خیریه معتبر بسپارد تا از این طریق به نیازمندان کمک کند.

💡 مدیریت یک پروژه بزرگ و حساس نیازمند این است که مدیر بتواند مسئولیت‌های مختلف را به افراد متخصص و قابل اعتماد اسپردن.

💡 وقتی می‌خواهی راز بزرگی را به کسی بگویی، باید ابتدا مطمئن شوی که او توانایی اسپردن آن راز به دیگران را ندارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران