استخفاء
مترادفها
پنهان کردن، مخفی کردن، نهان کردن
متضادها
آشکار کردن، افشا کردن، اظهار کردن
لغت نامه دهخدا
استخفاء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) پنهان شدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). نهان و پوشیده گردیدن. ( منتهی الارب ). استتار: که مثل چنان خصمی که ضعیف شده باشد و ستور تواری و استخفاء بر وی حال فروگذاشته هم در آن وهلت چگونه او را مهلت دهند. ( جهانگشای جوینی ). || پوشیده داشتن.
فرهنگ معین
(اِ تِ ) [ ع. ] (مص ل. ) پنهان شدن، نهان گشتن.
ویکی واژه
پنهان شدن، نهان گشتن.
جمله سازی با استخفاء
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 «سَواءٌ مِنْکُمْ» ای ذو سواء فی علم اللَّه سبحانه، «مَنْ أَسَرَّ الْقَوْلَ وَ مَنْ جَهَرَ بِهِ» ای المسر منکم و الجاهر، ای هذا و ذاک سواء و اسرار القول اخفاؤه فی النّفس و الجهر به اظهاره، «وَ مَنْ هُوَ مُسْتَخْفٍ بِاللَّیْلِ» قال مجاهد: ای مستتر بالمعاصی. و قال اهل اللّغة الاستخفاء طلب الخفاء و هو ان یصیر بحیث لا یری «۱»، «وَ سارِبٌ بِالنَّهارِ» ای ظاهر بارز یعنی هو العالم بالظاهر فی الطرقات و المستخفی فی الظّلمات. و المعنی سواء منکم من اسرّ منطقه او اعلنه و استتر باللّیل او ظهر بالنّهار فکلّ ذلک فی علم اللَّه عزّ و جلّ سواء یقال سرب یسرب سروبا اذا خرج. و قیل السّارب الدّاخل فی السّرب.
💡 او در میان جمعیت انبوه سعی در استخفاء داشت تا کسی متوجه حضور او نشود و بتواند بدون ایجاد جنجال، مقصود خود را از این سفر پنهانی به انجام برساند.
💡 استخفاء از دیدگان دشمنان در زمان جنگ، یکی از استراتژیهای حیاتی برای حفظ نیروها و برنامهریزی دقیق برای حملات غافلگیرانه و موفقیتآمیز در میدان نبرد بود.
💡 شخصیت داستان با تلاش برای استخفاء در سایههای تاریک شهر، سعی داشت از تعقیب ماموران دولتی که به دنبال او بودند، به شکلی هوشمندانه و موفق فرار کند.