لغت نامه دهخدا
استحلاء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) شیرین شمردن چیزی را. شیرین آمدن. ( تاج المصادر بیهقی ). شیرین آمدن به ذائقه. || شیرینی خواستن.
استحلاء. [ اِ ت ِ ] ( ع مص ) شیرین شمردن چیزی را. شیرین آمدن. ( تاج المصادر بیهقی ). شیرین آمدن به ذائقه. || شیرینی خواستن.
( اِ ) [ ع. ] (مص م. )۱ - شیرین شمردن. ۲ - شیرین داشتن.
شیرین شمردن.
شیرین داشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شیخ الاسلام گفت: که این باکو گفت که عبداللّه سیاری گفت که محمد بن عبداللّه سیاری گفت که محمد بن عبداللّه الجوسقی گفت که: استحلاء الطاعات بلیة و التلذذ بها علة والفرح بها قلة و فی ترک الطاعات خروج عن الملة.