آکب

لغت نامه دهخدا

( آکب ) آکب. [ ک ُ ] ( اِ ) آکُپ.

فرهنگ معین

( آکب ) (کُ ) ( اِ. ) نک آکپ.

فرهنگ فارسی

( آکب ) ( اسم ) گرداگرد درون دهان لپ لنبوس.
آکپ

ویکی واژه

نک آکپ.

جمله سازی با آکب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پالا و تیمش از مأموران زبده اطلاعاتی بودند که مدت زیادی در عراق خدمت کرده‌اند. هنگامی که به ترکیه میایند اولین مأموریتی که دریافت میکنن کشتن اصلان آکبی است. وورال که یکی از افراد اطلاعات است به او و تیمش دستور قتل اصلان را می‌دهد. آنها پس از کشتن اصلان در قبال پول زیاد برای شورای روسیه کار می‌کنند و می‌خواهند زودتر از پولاد حلیل ابراهیم کاپار را از زندان فراری دهند اما شکست می‌خورند. همچنین آنها نیز دایی سیفو را به قتل می‌رسانند.

💡 آکبیا سرده‌ای از گیاهان گلدار است. نام علمی آکبیا لاتینی شده نام ژاپنی گونه آکبیا کویینتانا(通草?)است.