شاخص جرم
فرهنگستان زبان و ادب
{crime index} [حقوق] مقیاسی برای اندازه گیری نرخ جرم که برای مقایسۀ جغرافیایی و تاریخی جرم به کار می رود
ویکی واژه
مقیاسی برای اندازهگیری نرخ جرم که برای مقایسۀ جغرافیایی و تاریخی جرم به کار میرود.
جمله سازی با شاخص جرم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 رژیم غذایی او در آن دوره به سیب و گوجهفرنگی منحصر شده بود و شاخص جرم بدن او به ۱۳/۴ رسیده بود. در هفتههای بعد بیماری رستون رو به وخامت گذاشت و دچار عفونت عمومی شد.
💡 پلیس و کارشناسان علوم اجتماعی با بررسی دقیق شاخص جرم در مناطق مختلف شهر، سعی در بهبود امنیت و کاهش نرخ وقوع حوادث دارند.
💡 افزایش ناگهانی شاخص جرم در گزارشهای سالانه نشاندهنده لزوم اتخاذ سیاستهای امنیتی جدید و نظارت دقیقتر بر فعالیتهای مشکوک در جامعه است.
💡 تحلیل آماری مربوط به شاخص جرم میتواند به دولتها کمک کند تا منابع خود را برای پیشگیری از وقوع جرایم در مناطق پرخطر بهینه کنند.