سکارو

مترادف‌ها

زاری کردن، گریه کردن، شیون کردن

لغت نامه دهخدا

سکارو. [ س ُ ] ( ص، اِ ) نان و گوشتی را گویند که بر روی زغال افروخته و اخگر بپزند. ( برهان ) ( آنندراج ). نانی که بر روی انگشت افروخته افکنند تا بریان شود. ( رشیدی ). || چنگالی. ( برهان ). || مالیده. ( برهان ).

فرهنگ معین

(سُ ) (اِمر. ) نان و گوشتی که بر روی آتش بریان کنند.

فرهنگ عمید

نان یا گوشتی که بر روی آتش بریان کنند.

فرهنگ فارسی

۱ - نان و گوشتی که بر روی زغال افروخته و اخگر پزند. ۲ - چنگالی مالیده.

ویکی واژه

نان و گوشتی که بر روی آتش بریان کنند.

جمله سازی با سکارو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 از باشگاه‌هایی که در آن رکاب زده‌است می‌توان به تیم دوچرخه‌سواری اف‌دی‌جی و تیم دوچرخه‌سواری فورتونئو–اسکارو اشاره کرد.

💡 از باشگاه‌هایی که در آن رکاب زده‌است می‌توان به تیم دوچرخه‌سواری فورتونئو–اسکارو اشاره کرد.

💡 از باشگاه‌هایی که در آن بازی کرده‌است می‌توان به تیم دوچرخه‌سواری اف‌دی‌جی، تیم دوچرخه‌سواری فورتونئو–اسکارو، اندرونی جوکاتولی–سیدرمک، تیم موویستار، و تیم لوتو–سودال اشاره کرد.

💡 از باشگاه‌هایی که در آن رکاب زده‌است می‌توان به تیم بی‌ام‌سی، تیم دوچرخه‌سواری کوفیدیس، و تیم دوچرخه‌سواری کوفیدیس، و تیم دوچرخه‌سواری فورتونئو–اسکارو اشاره کرد.

💡 از باشگاه‌هایی که در آن رکاب زده‌است می‌توان به تیم دوچرخه‌سواری سوجاسون و تیم دوچرخه‌سواری فورتونئو–اسکارو اشاره کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران