فرهنگستان زبان و ادب
{face orientation, facing} [باستان شناسی] وضعیت قرار گرفتن سر و به تبعِ آن صورت نسبت به راستای بدن
{face orientation, facing} [باستان شناسی] وضعیت قرار گرفتن سر و به تبعِ آن صورت نسبت به راستای بدن
وضعیت قرار گرفتن سر و بهتبعِ آن صورت نسبت به راستای بدن.
💡 عیسی را‑‑پرسیدند از حلم. گفت حلم آن است که اگر کسی صد زخم بریک سوی چهرهٔ تو زند دیگر سوی پیش داری بیانکاری.
💡 چه چهره بود که هر سوی چهره بنمود چه نقش بود که برخاست آن نقوش از وی
💡 نظری کرد سوی چهرهٔ تو دیدهٔ ما از پی روی تو تا حشر غلام نظریم
💡 به باغ سر و سوی قامت تو کرد نظر ز چرخ ماه سوی چهره تو کرد نگاه
💡 آن سوی چهرهها کتابی از ناصرالدین صاحب الزمانی است که در سال ۱۳۴۳ منتشر و برندهٔ جایزه کتاب سال سلطنتی شد.