لغت نامه دهخدا
سودبخش. [ ب َ ] ( نف مرکب ) مفید. منتج. مثمر. نافع. ( یادداشت بخط مؤلف ).
سودبخش. [ ب َ ] ( نف مرکب ) مفید. منتج. مثمر. نافع. ( یادداشت بخط مؤلف ).
مفید منتج مثمر نافع
💡 نکوکار اگر به دارالبلا نیز رود زنده است و بدکار، زناده نیز اگر ماند، مرده است. قناعت تهیدستی را بپوشاند و بردباری امور را بانجام رساند. تدبیر، اندک را فزونی دهد. و آدمی را چیزی سودبخش تر از توکل به خداوند نیست.
💡 قائل به حرمت مطلق نیست و موسیقی و آلات آن را هم مثل سایر پدیدهها دو وجهی میداند که هم جنبه منفعت و سودبخشی دارد و هم میتواند مضر و آسیبرسان باشد مانند چاقو و امثال آن.