سوارگان

فرهنگستان زبان و ادب

{ridership} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] تعداد افرادی که در زمان مشخص در یک بار جابه جایی با یک سامانۀ حمل ونقل سفر می کنند

ویکی واژه

تعداد افرادی که در زمان مشخص در یک بار جابه‏جایی با یک سامانۀ حمل‌ونقل سفر می‌کنند.

جمله سازی با سوارگان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اکنون فرمان عالی چه باشد که بنده او را در کدام درجه بدارد بر درگاه تا آنگاه که بخدمت تخت خلافت رسد؟». چون رقعت را خادم خاص بمأمون رسانید- و چنین رقعتها عبد اللّه در مهمّات ملک‌ بسیار نبشتی بوقتها که بار نبودی و جوابها رسیدی بخطّ مأمون- جواب این رقعه بدین جمله رسید که یا عبد اللّه بن طاهر، امیر المؤمنین بدانچه نبشته بودی و جوابها پرسیده بباب فضل ربیع بی حرمت‌ باغی‌ غادر واقف گشت و چون جان بدو بمانده است طمع زیادت جاه‌ میکند، وی را در خسیس‌تر درجه‌ بباید داشت، چنانکه یک سوارگان خامل ذکر را دارند و السّلام‌.

💡 فرمان خداوند سلطان آنست که ما متابع خوارزمشاه باشیم و بر فرمان او کار کنیم. و یکسوارگان‌ ما نیک بدرد آمده‌اند و بدان زشتی هزیمت شده و اگر خوارزمشاه آن ثبات نکردی و دست از جان بنشستی، خللی افتادی که دریافت‌ نبودی، و خوارزمشاه مجروح شده است و بسیار مردم کشته شده‌اند. گفت: اکنون گفت و گوی مکنید و سوار و پیاده بر تعبیه میباشید و حزم تمام بجای آرید و بر چهار جانب طلیعه گمارید که از مکر دشمن ایمن نشاید بود. گفتند: چنین کنیم.