سلیط

لغت نامه دهخدا

سلیط. [ س َ ] ( معرب، اِ )بلغت یونانی روغن زیتون را گویند. ( برهان ). روغن زیتون و روغن کنجد و هر روغن که از حبوب گیرند. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ). رجوع به تحفه حکیم مؤمن شود. || ( ع ص ) تیز وتند از هر چیزی. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). || درشت. || زبان دراز. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). مدح است برای مرد و ذم است برای زن. ( ناظم الاطباء ). || مرد زبان دراز و فصیح. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ). مرد فصیح. ( دهار ) ( مهذب الاسماء ).

فرهنگ معین

(سَ ) [ ع. ] (ص. ) ۱ - فصیح، تیززبان. ۲ - تیز و تند از هر چیز.

فرهنگ فارسی

فصیح، تیززبان، بان دراز، مدح برای زن ومرد
( اسم ) روغنی که از حبوب گیرند مانند روغن زیتون و روغن کنجد.

ویکی واژه

فصیح، تیززبان.
تیز و تند از هر چیز.

جمله سازی با سلیط

💡 سر کوفته و مغر برآورد به سنگ به زان که بود سلیطه ای با تو به جنگ

💡 نی به بستان جمال او شکوفه تازه‌ای نی به پستان وفای آن سلیطه شیرکی

💡 صبر زرد خوردم و جرعه ی تلخ نوشیدم، اما هیچ چیز را تلخ تر از فاقه نیافتم. با همگنان درآویختم و با دلیران ستیزه کردم، اما هیچ کس را چیره تر از زن سلیطه نیافتم.

💡 صفت دوم خلق نیکو است که زن بدخوی ناسپاس بود و سلیطه بود و طلب محال کند و عیش با وی منغص بود و سبب فساد دین بود.

💡 از تیغ زبان بر همه کس قالب و قاهر وز سابقه بر هر چه سلیطه است مسلط

💡 هر عجوزه، زده از معجزه دم هر سلیطه، شده سلطان چکنم؟!

دایر شدن یعنی چه؟
دایر شدن یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
اسرع وقت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز