سرش چرخ
مترادفها
سرگیجه گرفتن، گیج شدن
فرهنگستان زبان و ادب
{wheel slide, wheel skid} [حمل ونقل ریلی] حالتی که در هنگام ترمزگیری شدید و چسبندگی ضعیف اتفاق می افتد
ویکی واژه
حالتی که در هنگام ترمزگیری شدید و چسبندگی ضعیف اتفاق میافتد.
جمله سازی با سرش چرخ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 چرخِ میدان فراخِ پهن آغوش بر سرش چرخزن چو قصرِ حباب
💡 وقتی او نام آن حادثه قدیمی را شنید، از شدت تعجب و شوک، سرش چرخید و برای لحظاتی کوتاه احساس کرد که در حال از حال رفتن است.
💡 در میان آن جمعیت انبوه و شلوغ که در میدان شهر تجمع کرده بودند، سرش چرخید تا شاید بتواند چهره دوست قدیمیاش را میان مردم پیدا کند.
💡 پس از آن تصمیم ناگهانی و پرتنش، سرش چرخید و به پشت سر نگاه کرد تا ببیند آیا کسی متوجه رفتار عجیب او شده است یا خیر.