سخافت. [ س َ ف َ ] ( از ع، اِمص ) سبکی عقل و جز آن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).خرد و سست رأی شدن. ( المصادر زوزنی ). سبکی عقل. خفت عقل. رقت عقل. ( یادداشت مؤلف ): به رکاکت عقل و سخافت خرد منسوب گردیم. ( سندبادنامه ص 79 ). رؤس و وجوه ایشان بر سفاهت اراذل و سخافت انذال انکاری نکردند. ( ترجمه تاریخ یمینی ). || شلی.شل و شلاتگی. ناپختگی. ناسفتگی. مقابل صفاقت ( قرصی ).محکمی. سفتگی. پختگی ( در جامه منسوج ). ( یادداشت مؤلف ). || لاغری. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
(سَ فَ ) [ ع. سخافة ] ۱ - (مص ل. ) کم عقل بودن. ۲ - (اِمص. ) کم عقلی.
۱. کم عقل بودن، سبک عقل بودن، کم عقلی، سبکی در عقل.
۲. ضعف و سبکی در هرچیز.
کم عقل، سبک عقل بودن، کم عقلی، ضعف وسبکی درهرچیز
۱ - ( مصدر ) کم عقل بودن. ۲ - ( اسم ) کم خردی ضعف عقل.
سخافة
کم عقل بودن.
کم عقلی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از او علاج ندارم مگر به وجه تحکم از او گزیر ندانم مگر به حکم سخافت
💡 عیب جویان خرده بین بحکم انصاف معذورند چه علی الظاهر تصمیم این عزیمت در سن کهولت امکان سهولت نداشت و در بادی نظر حمل بر سخافت پیری میشد و جوانان را مایة دلیری، ولیکن دانندگان آگاه نیکو شناسند که اقدام این مهم نه باعتماد امتداد عمر است، نه باستظهار بلاغت و فضل، کزین پس عمری باقی نمانده و زین پیش فضلی کسب نکرده، بل بامید تایید الهی و امداد اقبال پادشاهی خامة توکل برگرفته و عمری از سر گرفته.