ساده تن
سادهتن به معنای فردی است که دارای بدنی صاف و تمیز است. این اصطلاح به افرادی اطلاق میشود که پیکرشان پاکیزه و آراسته به نظر میرسد. افراد سادهتن به خاطر ظاهر و زیبایی ظاهری خود معمولاً مورد توجه قرار میگیرند. این ویژگی نهتنها به معنای زیبایی فیزیکی، بلکه نمایانگر روحیهای نیز هست که به پاکیزگی و نظم اهمیت میدهد. در حقیقت، سادهتن بودن میتواند نمادی از سلامت و رفاه درونی باشد که به بیرون منتقل میشود. به همین دلیل، افراد دارای چنین ویژگیهایی به عنوان افرادی خوشظاهر و جذاب شناخته میشوند و این ویژگیها میتواند تأثیر مثبتی بر ارتباطات اجتماعی و زندگی روزمره آنها داشته باشد.
مترادفها
ساده، متواضع، بیتکلف
متضادها
متکبر، مغرور
لغت نامه دهخدا
ساده تن. [ دَ / دِ ت َ ] ( ص مرکب ) آنکه تن صاف و پاکیزه دارد. پاکیزه تن. پاکیزه پیکر. امرد:
خادم ساده دل منم که مرا
خادم ساده تن فرستادی.خاقانی ( دیوان عبدالرسولی ص 679 ).
فرهنگ معین
( ~. تَ ) (ص مر. ) ۱ - پاکیزه تن. ۲ - امرد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آنکه تن ساده و صاف دارد پاکیزه تن. ۲ - امرد بیریش.
جمله سازی با ساده تن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ماه است و ماه را نبود لعل لب عقیق سرو است و سرو را، نبود سیم ساده تن
💡 خادم ساده دل منم که مرا خادم ساده تن فرستادی
💡 او با وجود تمام ثروتی که در طول زندگی به دست آورده بود، همچنان مردی ساده تن و فروتن باقی ماند که به نیازمندان کمک میکرد.
💡 شخصیت اصلی این داستان، مردی ساده تن بود که ترجیح میداد در یک خانه کوچک روستایی زندگی کند و از تمام تجملات بیهوده دوری گزیند.
💡 در میان سیاستمداران پرزرق و برق، حضور آن معلم ساده تن و بیادعا، یادآور ارزشهای انسانی و سادگی در زندگی واقعی برای همه مردم بود.