زکاره

لغت نامه دهخدا

زکاره. [ زَ رَ / رِ ] ( ص ) مردم خیره و ستیزه کار و لجوج را گویند. ( برهان ) ( از ناظم الاطباء ). مرد خیره ستیزه جو. ( از انجمن آرا ) ( از آنندراج ). ستیهنده و قیل به ازای فارسی. ( شرفنامه منیری ). ژکاره. خیره سر ستیزه کار. لجوج. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به ژکاره شود.

فرهنگ معین

(زَ رِ ) (ص. ) خیره سر.

فرهنگ عمید

خیره، خیره سر، ستیزه کار، لجوج.

فرهنگ فارسی

( صفت ) خیره سر ستیزه کار لجوج.

ویکی واژه

خیره

جمله سازی با زکاره

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 طعم در اصطلاح اوبونتو، به هر یک از زیرتوزیع‌های رسمی‌ای می‌گویند که تیم اوبونتو توسعه داده و پشتیبانی کرده، ولی اکثراً به جای میزکار گنوم از میزکارهای دیگری استفاده می‌کند.

💡 دو فخر بس بود ازکارها مرا و تورا تو را ز خوبی خویش و مرا ز فخر بشر

💡 زکارهای عموم آنچه را نخواست عوام به فتوی خرد آن کار، ناصواب انگار

ارور یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
خوار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز