فرهنگ معین
(زَ رَ یا رِ ) (حامص. ) بُلهوسی، زن - دوستی.
(زَ رَ یا رِ ) (حامص. ) بُلهوسی، زن - دوستی.
زن دوستی، زن بازی: جوانان بیشتر زن باره باشند / در آن زن بارگی پرچاره باشند (فخرالدین اسعد: ۵۵ ).
{satyriasis} [روان شناسی] تمایل بیش ازحد یا سیری ناپذیر مرد برای ارضای جنسی توسط زن
بُلهوسی، زن - دوستی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با شروع دوره ناطق سینما، کمکم آرت آکورد از دور خارج شد. آرت یک دائمالخمر به تمام معنا بود و آنچه که به مدت ۱۸ سال از او بر پردهٔ سینما به نمایش درمیآمد، در واقع در فواصل بین بدمستیهای او و در لحظات هوشیاریش ضبط شده بود! شاید اگر این ایراد و سایر خلافهای ریز و درش او (مثل زنبارگی و غیره) نبود جای او امروز در کنار بزرگانی چون گاری کوپر و جان وین بود. اما مشروبخواری و ناتوانیش در وفق دادن خود با سینمای ناطق موجب شد او از دایرهٔ شهرت خارج شود و او مجبور شد به مکزیک برود و با مشاغلی چون شرکت در نمایشهای خیابانی و کار در معدن زندگی خود را بگذراند.
💡 ننگ بشر و آفت جوانی است زنبارگی و فسق و میگساری